-
« وَ جَعَلَ لَهُمْ أَجَلًا لا رَيْبَ فِيهِ »
در آيه اسراء / 99 .
و همچنين :
« السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها »
در آيات : كهف / 21 ، حج / 7 ، غافر / 59 و جاثيه / 32 .
كلمهء « ريب » در آيات ذيل نيز ، بدون اقتران به نفى ، آمده است .
بقره / 23 :
« وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا »
« اگر در مورد آنچه بر بندهء خود نازل كردهايم در ترديد هستيد » .
حج / 5 :
« فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ »
« در ترديدى نسبت به رستاخيز » .
طور / 30 :
« أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ »
« يا مىگويند او شاعرى است كه در انتظار وقايعى ناگوار براى او هستيم » .
به اضافهء عبارت :
-
« فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ »
« در ترديد خود غوطهورند » ، در آيه توبه / 45 ؛ -
« رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ »
« ترديدى در دلهاى آنان » ، در آيه توبه / 110 .
از همين مادّه نيز فعل مصدر « ارتياب » نه بار ، اسم فاعل « مسرف مرتاب » در آيه غافر / 3 و همچنين كلمه « مريب » هفت بار در قرآن كريم به كار رفته است .
تفسير ريب به شكّ مىتواند تفسيرى نزديك به نظر رسد اگر نه آن كه در بيان قرآنى و در قالب عبارت « فى شكّ مريب » كه شش بار تكرار شده ريب به عنوان وصف شك به كار رفته است و همين ما را به توجّه بدين حقيقت فرا مىخواند كه تفاوتى ميان اين دو واژه وجود دارد و آنها نمىتوانند مرادف هم باشند ؛ چرا كه هيچ چيز را نتوان وصفى براى خود قرار داد .
راغب در تفسير ريب ، چنان كه از معنى تشكّك ( ترديد آوردن ) نام مىبرد ، معنى توهّم را نيز مىآورد و مىگويد :
« ريب » آن است كه در چيزى توهّمى داشته باشى و آنگاه از اين توهّم پرده بر گرفته شود و لذا خداوند - تعالى - فرمود :
« لا رَيْبَ فِيهِ »
.
« إرابة » آن است كه توهّم كنى : « إن كنتم فى ريب مما نزّلنا » و نيز « ريب المنون » ؛ البته نه از اين نظر كه در اصل وجود چيزى ترديد و توهّم داشته باشى ، بلكه از اين نظر كه در زمان حصول آن ترديد آورى .
« ارتياب » نيز در معنى « إرابة » مىآيد . « ريب الدهر » وقايع روزگار است ، به خاطر مكرى كه در اين وقايع توهّم مىشود . « ريبة » اسمى از ريب است يعنى آن كه بر دغل و قلّت يقين دلالت مىكند . « 198 »
هامش
( 198 ) ر ك : المفردات .