تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ * إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ * الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ * وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ * وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ * الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ * فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسادَ * فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ * إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ »
. يعنى : آيا نديدى كه پروردگارت با عاد چه كرد ؟ * با ارم كه ستونها داشت * و همانند آن در هيچ شهرى آفريده نشده بود ؟ * و با ثمود ، كه سنگها را در آن درّه تراشيدند ؟ * و فرعون كه ميخها [ ى شكنجه ] داشت ؟ * كسانى كه در زمين طغيان كردند و فساد بسيار ورزيدند * پس پروردگارت بر آنان شلاق عذاب فرود آورد * كه پروردگارت در كمين است . [ اين كلمه در قرآن به همين صيغه و تنها يك بار به كاررفته است . البتّه از همين مادّه ، كلمهء « جوابى » در آيهء سبأ / 130 آمده است : « و جفان كالجواب » . در قرآن كريم تمامى استعمالات ديگر اين مادّه - به استثناى دو مورد فوق - در مفهوم اجابت ، استجابت ، و جواب آمده است . آنچه ابن عباس در مورد اين آيه گفته از قبيل شرح كلمه است با استفاده از آنچه از آيه فهميده مىشود . نزديك به همين تفسير ، اين است كه در معنى آيه گفته‌اند : يعنى سنگها را شكستند و از آنها خانه تراشيدند ، و ثمود نخستين قومى بودند كه سنگ و كوه تراشيدند . گفته شده : معنى آيه آن است كه آن وادى را درنورديدند . گفته شده : معنى آيه آن است كه صخره‌ها را شكافتند و در ميان آنها حفره‌اى درّه مانند پديد آوردند و در آن آب ذخيره كردند « و اين كارى است كه تنها از ملتهاى برخوردار از توانايى و انديشمندى ساخته است . » « 189 » « جوب » به معنى « قطع » است و اين معنا در فرهنگها بيان مىشود . در كنار اين معنا چنين نيز ذكر مىكنند : « جوب » زرهى است كه براى زن بريده مىشود ، و « جوبه » حفره و يا شكافى ميان دو زمين است . زمانى كه گفته مىشود : « جاب الوادى بمعنى قطعه » مقصود از قطع بريدن و تراشيدن و سوراخ كردن نيست ، بلكه منظور از آن در نورديدن و پشت سر نهادن است ، از قبيل اين كه مىگويند : « جوّاب آفاق » ( آن كه همه افقها و سرزمينها را در مىنوردد ) . از همين مفهوم قطع است كه معنى به پايان بردن و كار را تمام كردن براى اين مادّه پديدار شده و لذا كلمه « جواب » براى دلالت بر پاسخ سؤال به كار رفته است . راغب بر اين عقيده است كه جواب مأخوذ از در نورديدن ( قطع ) فاصله ميان دهان پاسخ دهنده تا گوش
هامش
( 189 ) اين اقوال و آراء را در التفسير البيانى ، ج 2 ، يا سوره فجر ، ببينيد .