تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
يعنى : سرزمين جهره را ترك مىگويم و مرا به فراخناى و سرزمينهاى هموار و گشاده اميد است . [ اين كلمه در آيهء نساء / 100 آمده است :
« وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً »
. يعنى : هر كس در راه خدا هجرت كند ، در زمين فراخناى فراوان و گشايشى يابد و هر كس به آهنگ هجرت به سوى خدا و رسول او از خانه بيرون رود و سپس مرگ او را فرا رسد پاداش او بر خداوند قرار گرفته ، و خداوند بخشنده مهربان است . اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن آمده است . « انفساح » از معانى نزديك اين ماده نيست ، و اصل استعمال آن در « رغام » و آن خاكى رقيق است . از همين استعمال است « أنفه فى الرّغام » ( بينى او را به خاك ماليد ) كنايه از مذلّت و شكسته شدن . اين كلمه در اجبار كردن و « ارغام » به معنى وادار كردن به كار رفته ، و به « منأى » ( آنجا كه دور است ) و « مهرب » ( گريزگاه ) نيز نقل يافته ، چنان كه « مفزع » به آنچه انسان در هنگام فزع ( بيقرارى ) بدان پناه برد نقل يافته است . بنابراين تفسير اين كلمه به « منفسح » نيازمند قيدى است كه به وسيلهء آن مدلول اصلى و دلالت نهفتهء « مراغم » محفوظ بماند ، همانند آنچه راغب مىگويد : يعنى راهى كه چون شخص منكرى بيند كه مىبايست از آن خشمگين گردد آن راه را در پيش مىگيرد و از منكر مىگريزد ، چنان كه مىگوييد : « غضبت الى فلان من كذا » ( از فلان چيز بر فلانى خشمگين شدم ) و نيز « رغمت اليه » ( به همين معنا ) . ]

174 - صلد :

نافع از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « صلدا » . ابن عباس گفت : « أملس » ( صاف ) ؛ و آنگاه به بيتى از ابو طالب استشهاد كرد .
و إنّى لقرم و ابن قرم لهاشم * لآباء صدق مجدهم معقل صلد
يعنى : من سرورى و از فرزندان سروران هاشمم ؛ پدران با صداقتى كه بزرگوارى آنان پناهگاه استوار ديگران است . [ اين كلمه در آيهء بقره / 264 آمده است :