گفته شده : معنى آيه اين است كه ما استخوانهاى انسان را گرد هم مىآوريم و بر اين قادريم كه انگشتان دست و پاى او را برابر و به صورت شيئى واحد در آوريم ، تا همانند سم شتر يا الاغ باشد و هيچ تفاوتى ميان آنها وجود نداشته باشد تا در نتيجه نتوانند كارهاى گوناگون را از گرفتن و گشودن و انجام هر چه بدان نياز دارند ، كه به وسيله انگشتان متفاوت و داراى بندها و مفصلها عملى مىسازند صورت دهند . « 183 »
ابو حيّان اين نظريّه زمخشرى را مشتمل بر تكلّف و آراستن الفاظ مىداند و مىگويد :
آيه بدان معناست كه ما مىتوانيم « بنان » يا همان انگشتان را از نو مرتب كنيم ؛ استخوانهايى كه بيشترين پراكندگى و دقيقترين اجزاء را داراست و همان استخوانهاى بندها و مفصلهاى انگشتان مىباشد . چنين گرد آوردنى دوباره در روز رستاخيز صورت مىپذيرد .
امّا ابن عباس و جمهور گفتهاند : در همين زندگى دنيا انگشتان او را يك تكه گوشت يا استخوان ساده قرار مىدهيم و بدين ترتيب توانايى او و بهرهورى او از اين انگشتان اندك مىگردد . بنابراين تفسير ، آيه مشتمل بر تهديد و وعيد مىباشد .
[ از ميان دو معنى فوق ] معنى اول معنى ظاهر و همان چيزى است كه در سياق و ترتيب كلام اراده شده است .
زمخشرى - بنابر عادت خاصى كه در نقل اقوال متقدمين دارد - اين هر دو تفسير را در قالب الفاظى آراسته آورده است . ] « 184 »
172 - إعصار :
ابن ازرق از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « إعصار » .
ابن عباس گفت : « الريح الشديدة » ( تندباد ) ؛ و آنگاه به اين بيت شاعر استشهاد كرد :
فله فى آثارهنّ خوار * و حفيف كأنّه إعصار
يعنى : او را در پى آنان نعرهاى و نالهاى است ، گويا كه وى گردبادى تند مىباشد .
[ اين كلمه در آيهء بقره / 266 آمده است :
هامش
( 183 ) ر ك : الكشّاف .
( 184 ) ر ك : البحر المحيط .