تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
دلالت بر قرب و نزديك شدن نيز آمده است و گفته مىشود : « اصهر الجيش » ، زمانى كه افراد و قسمتهاى سپاه به همديگر نزديك شوند ، كه در اين كلمه دلالتى پنهان بر به هم پيوستن و در يكديگر ذوب شدن وجود دارد . ]

170 - تنوء :

نافع از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « لتنوء بالعصبة » . ابن عباس گفت : « لتثقل » ( سنگينى مىكند ) ؛ و آنگاه به شعرى از امرؤ القيس استشهاد كرد :
تمشى فتثقلها عجيزتها * مشى الضعيف ينوء بالوسق
يعنى : راه مىرود و ران و كفلش بر او سنگينى مىكند ، به سان راه رفتن شخصى ضعيف كه بارى سنگين بر دوش اوست . [ اين كلمه در آيهء قصص / 76 آمده است :
« إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ »
. يعنى : قارون از قوم موسى بود كه بر آنها ستم راند . ما به او چنان گنجهايى داديم كه كليدهاى آنها بر گروهى از نيرومندان نيز سنگينى مىكرد . آنگاه كه قومش به او گفتند : سرمست مباش كه خداوند سرمستان را دوست ندارد . اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن آمده است . تفسير اين كلمه به « سنگينى كردن » مقبولتر و نزديكتر است تا تفسير راغب كه آن را به برخاستن معنى مىكند و مىگويد : « ناء بجانبه ينوء و يناء » ابو عبيده مىگويد : « ناء » مثل « ناع » است ، يعنى به پا خاست ، و « أنأته » يعنى او را بلند كرد . خداوند - تعالى - مىفرمايد : « لتنوء بالعصبة » . ابن اثير نيز در حديث « فناء بصدره » مىگويد : يعنى برخاست ؛ و احتمال دارد كه به معنى « نأى » يعنى دور شد باشد . در القاموس ، برخاستن را به رنج و مشقت مقيّد كرده است و مىگويد : « ناء به الحمل » يعنى « أثقله » ( بار بر او سنگينى كرد ) و « أماله » ( او را خم كرد ) همانند « أناءه » . « ناء فلان » يعنى