تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
معنى آيه اين نيست كه آيا كسى مىيابى كه به نام او ناميده مىشود ؟ چه ، بسيارى از اسماء او مىتواند بر غير او اطلاق شود ، اما معنى اين اسماء آن هنگام كه در مورد او استعمال مىشود چنان نيست كه چون در مورد غيرش استعمال شود . ]

169 - يصهر :

نافع از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « يصهر » . ابن عباس گفت : « يذاب » ( ذوب مىشود ) ؛ و آنگاه به اين بيت استشهاد كرد :
سخنت صهارته فظلّ عماله * فى سيطل كفيت به يتردّد
يعنى : زبده و ذوب شدهء آن گرم شد و تفاله‌اش در سطلى كه آن را در ميان گرفته بود بر جاى ماند و همچنان در تردّد و جا به جا شدن بود . [ اين كلمه در آيهء حج / 20 آمده است :
« هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ * يُصْهَرُ بِهِ ما فِي بُطُونِهِمْ وَ الْجُلُودُ »
. يعنى : اينان دو خصمند كه دربارهء پروردگارشان با يكديگر جدل كرده‌اند . پس كسانى كه كافر شده‌اند براى آنان جامه‌هايى از آتش بريده شد ، از بالا بر روى سرشان آبى جوشان ريخته شود كه بدان آنچه در شكمهايشان است و همچنين پوستشان ذوب شود . اين صيغه تنها يك بار در قرآن به كار رفته ، امّا از همين ماده كلمهء « صهر » مقترن با واژه « نسب » در آيهء فرقان / 54 آمده است :
« وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً »
« اوست همان كه از آب انسانى آفريد و آن را تبارى و نيز پيوندى گرداند » . راغب اين كلمه را در آيهء حج به « ذوب شدن چربى بدن » تفسير كرده است . ابن اثير نيز مىگويد : « صهر » به معنى ذوب كردن است . گفته مىشود « صهرت الشحم » ، در موردى كه شخص چربى را ذوب كرده باشد . بنابراين ، چنان كه در تفسير ابن عباس نيز آمده ، « ذوب كردن » اصل مدلول صهر است ، هر چند غالبا اين كلمه در مورد ذوب كردن چربى و مواد معدنى به كار مىرود . اين كلمه از همين اصل و با در نظر گرفتن مفهوم اختلاط و ذوب شدن خونى در خون خاندان ديگر به « صهر » در مقولهء نسب ، ( به معنى داماد و خويشاوند سببى ) نقل يافته و از همين ماده است كه