« قنوان » در آيه انعام / 99 آمده است :
« وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ »
« و از جوانههاى نخل خوشههايى سر فرو هشته پديد آورد ، و همچنين باغهايى از انگور . . . » .
راغب دربارهء « أقنى » مىگويد :
يعنى از غنا به او بهره داد و چيزى به او بخشيد كه براى خود برگيرد ، يعنى مالى ذخيره شده . گفته شده است : اقنى به معنى او را راضى كرد است . اما تحقيق مطلب آن كه براى او بهرهاى از خشنودى و طاعت قرار داد . « 172 »
ابن اثير در ذيل حديث : « إذا أحبّ اللّه عبدا اقتناه فلم يترك له مالا و لا ولدا » مىگويد :
يعنى [ چون خداوند بندهاى را دوست بدارد ] ، او را براى خود اختيار كند و برگزيند [ و براى او مال و فرزندى نگذارد ] .
ابن اثير در حديث نهى از ذبح « قنى الغنم » سخن ابو موسى را نقل مىكند كه گفت :
« قنى الغنم » گوسفندى است كه به منظور شير دادن و برّه گرفتن از او نگه داشته مىشود . مفرد آن « قنوة » - به ضم و فتح حرف قاف - و « قنيه » - به حرف ياء - مىباشد .
زمخشرى مىگويد : « قنى » و « قنية » گوسفند يا شترى است كه انسان آن را براى خود نگه مىدارد .
مفهوم « اقتناء » ( برگرفتن ) ، به صراحت اين لفظ ، در مادّهء « قنى » به طور واضح وجود دارد و چنين برگرفتنى تنها در مورد چيزهايى است كه به خاطر ارزش و يا منافع آنها ، خواه ارزش و منافع مادّى و خواه معنوى ، عزيز داشته مىشود و از آن نگهدارى و مراقبت مىشود و ذخيره مىگردد . البتّه استعمال اين كلمه در مطلق ذخيره كردن و نگه داشتن ، بنابر اصل معناى آن و يا به عنوان استعمال مجازى ، جايز است و در بيتى كه به عنوان شاهد آمده ، اين كلمه در چنين معنايى به كار رفته است . ]
هامش
( 172 ) ر ك : المفردات .