اين صيغه تنها يك بار در قرآن به كار رفته ، اما از همين مادّه آمده است :
- « جديد » ، در برابر قديم ، ده بار ؛ - « جدّ » در آيهء جن / 3 :
« وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً »
« و اين كه عظمت پروردگارمان والاست و نه همسرى گرفته و نه فرزندى » .
نزديك به تفسير « جدد » به « طرائق » سخن راغب است كه در اين باره مىگويد :
جمع « جدّة » به معنى طريقه ، مأخوذ از اين گفتهء عرب « طريق مجدود » يعنى راهى كه محل عبور قرار مىگيرد ، و از همين مادّه است « جادّة الطريق » .
در القاموس و الاساس نيز چنين تفسيرى ذكر شده و در تفسير آن در كشاف نيز گفته است جدد به معنى خطّهها و طريقههاست .
البتّه براى ما بدرستى روشن نيست كه چگونه مىتوان در مقام سخن از اختلاف رنگ « جدد » به رنگهاى سفيد و سرخ و سياه كامل ، « جدد » را به معنى راهها و طريقهها دانست ، مگر اين كه بگوييم « طرائق » در اينجا به معنى انواع است . ]
160 - أغنى و أقنى :
نافع از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« أَغْنى وَ أَقْنى »
.
ابن عباس گفت : « اغنى من الفقر و اقنى من الغنى فقنع » ( او را از فقر و نياز به بىنيازى آورد و او را از غنا بهره داد و وى قانع شد ) ؛ و آنگاه به شعر عنترهء عبسى استشهاد كرد :
فأقنى حياءك لا أبالك و اعلمى * أنّى امرؤ سأموت إن لم أقتل
يعنى : پدرت مباد ! حياى خويش نگهدار من كسى هستم كه اگر كشته نشوم ، به زودى خواهم مرد .
بيتى كه در اينجا به عنوان شاهد آورده شده ، به « أقنى » مربوط مىشود و پرسش ابن ازرق نيز از همين واژه است .
[ اين كلمه در آيهء نجم / 48 آمده است :
« أَنَّهُ هُوَ أَغْنى وَ أَقْنى * وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى »
. يعنى : اوست كه بىنياز كرد و برخوردار ساخت و او پروردگار ستارهء شعر است .
اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن آمده ، امّا از ماده واوى ( ق ن و ) كلمه