در القاموس نيز در معانى « خمط » آمده است : درختى چون سدر ، درخت كشنده ، و يا هر درخت بدون خار .
هورينى در حاشيهء القاموس مىگويد : گفته شده ، خمط هر درختى است كه داراى خار باشد ، و اين از فراء نقل شده است .
به هر حال بنابر هر يك از دو روايت كه خمط را به معنى درخت بدون خار يا با خار مىداند ما به چنين برداشتى از كلمه قانع نمىشويم كه « داراى ميوههايى ، درختى يا اراكى ! » .
بنابراين احتمالا نزديكتر و مقبولتر آن است كه از كلمهء خمط همان مفهومى را برداشت كنيم كه در لغت براى اين كلمه ذكر شده ، و آن عبارت است از « هر چيز ترش و تلخ » و يا « هر بوته و درختى كه طعمى از تلخى داشته باشد » . اين نخستين معنايى است كه در القاموس در رديف معانى « خمط » آمده ، و راغب نيز پس از تفسير « خمط » به درخت بدون خار يا همان اراك مىگويد : « خمطة شرابى است كه ترش شده باشد » . بدين ترتيب مفهوم ترشى و تلخى در وصف « أكل » سزاوارتر است از آن كه اين كلمه به اراك يا درختى كه خار ندارد وصف شود . ]
158 - اشمأزّت :
نافع از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « اشمأزّت » .
ابن عباس گفت : « نفرت » ( گريخت ) ؛ و آنگاه به شعر عمرو بن كلثوم استشهاد كرد :
اذا عضّ الثقاف « 169 » بها اشمأزت * و ولّته عشوزنة زبونا
يعنى : چون آهنى كه براى راست كردن نيزه به كار گيرند در آن نشيند مىگريزد و به سان شترى خشمگين كه لگد مىپراند پشت مىكند .
[ اين كلمه در آيهء زمر / 45 آمده است :
« وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ »
. يعنى : چون خداى يگانه ياد شود دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند بگريزد و چون آن بتانى كه در برابر اويند ياد شوند بينى كه شادمانند .
اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن آمده است .
راغب نيز همانند ابن عباس اين كلمه را به « نفرت » تفسير كرده است .
هامش
( 169 ) در الاتقان « الثقات » آمده است . اين بيت را در معلقهء عمرو بن كلثوم ببينيد .