تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
سال است كه در اينجا بوده‌اى . به طعام و آبت بنگر كه گذر ايام در آنها تغييرى ايجاد نكرده ، و به خرت بنگر ، مىخواهيم تو را براى مردمان آيتى قرار دهيم ، و بنگر در استخوانها كه چگونه آنها را به هم ديگر مىپيونديم و گوشت بر آنها مىرويانيم . چون قدرت خداوند بر او آشكار شد ، گفت : اكنون مىدانم كه خداوند بر هر كارى تواناست . اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن آمده است . آنچه در اينجا آمده از باب تفعّل و از ماده ( س ن ه ) مىباشد كه به قولى اصل آن از « واو » ( س ن و ) است . اما من نمىدانم كه چگونه واژهء « اسن » مىتواند شاهدى بر تفسير اين كلمه قرار گيرد در حالى كه از اين مادّه نيست . راغب نيز اين كلمه را نزديك به ابن عباس تفسير مىكند و مىگويد : يعنى ، به گذشت ساليان تغييرى نكرده و طراوت و تازگى آن از ميان نرفته است . در القاموس همراه با اين مادّه آمده است : « تسنّه » به معنى كپك زدن است ، و « خبز متسنّه » يعنى نانى كه كپك زده است ، مأخوذ از اين گفته عرب « كرج الخبز و تكرّج » در موردى كه نان فاسد شود و لايه‌اى سبز روى آن ظاهر گردد . تفسير « تسنّه » به « تغيير يافتن در گذر ساليان » شرحى است براى اين كلمه با استفاده از سياق آن كه پس از واژهء « مأة عام » قرار گرفته است ؛ در صورتى كه از نظر ما « تعفّن » به « تسنّه » در گذر ساليان نزديكتر است تا « تغيّر » و « از ميان رفتن طراوت و تازگى » ، از اين نظر كه حدوث اين دو براى خوردنى و نوشيدنى ، بىآن كه تعفّن و فسادى در آن پديد آيد ، ممكن و محتمل مىباشد . با به ميان آمدن قيد « تعفّن » در مفهوم « تسنّه » ، اين كلمه از كلمهء « تغيّر » جدا مىشود و با آن تفاوت مىيابد ، كلمه‌اى كه در مفهوم مطلق تغيير از حالتى به حالت ديگر [ بدون دلالت بر خوبى يا بدى آن ] به كار مىرود و اين معنا به خوبى از آيات مشتمل بر اين كلمه برداشت مىشود : رعد / 11 :
« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
« خداوند آنچه را مردمى دارند دگرگون نمىسازد مگر زمانى كه آن مردم آنچه را با خود دارند دگرگون سازند » ؛ انفال / 53 :
« ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
« اين بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه به قومى داده تغيير نمىدهد مگر اين كه خود آنچه