نيستند ، بلكه « بسر » ترشروييى قبل از اوان آن است و پس از آن وقايعى پديدار مىشود كه بيشتر از آنچه تا كنون بوده موجب ترشروى شدن و چهره در هم كشيدن و قهر است . توجيه درستى كه در فهم آيهء مورد بحث وجود دارد اين است كه وضعيّت محشر اهل تكذيب را به ستوه مىآورد و چهرههاى آنان در هم كشيده مىشود و ترشرويى مىكنند ، قبل از آن كه با وحشت « عذاب بزرگ » در دوزخ روياروى شوند . ]
153 - ضيزى :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « ضيزى » .
ابن عباس گفت : « جائرة » ( ستمبار ) . چون ابن ازرق از او پرسيد : آيا عرب با اين مفهوم آشناست ، پاسخ داد : آرى ، آيا نشنيدهاى شعر امرؤ القيس را كه گويد :
ضازت بنو أسد بحكمهم * إذ يعدلون الرأس بالذّنب
يعنى : بنى اسد با اين حكم خود ستم كردند كه سر و دم را برابر با يكديگر دانند .
[ اين كلمه در آيهء نجم / 22 آمده است :
« أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى * وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى * أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى * تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى »
. يعنى : آيا لات و عزّى را ديديد و مناة آن سوّمين ديگر را . آيا شما را مذكّر و او را مؤنّث است ؟ اين تقسيمى است ستمبار .
اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن آمده است .
تفسير اين كلمه به « جائرة » نزديكتر است تا تفسير راغب كه در المفردات اين كلمه را به معنى « ناقصة » مىداند و در مورد اصل آن مىگويد :
اصل وزن اين كلمه « فعلى » است ، اما فتحهء ضاد به خاطر وجود حرف « ياء » به كسره بدل شده است .
گفته مىشود : در كلام عرب وزن « فعلى » نيست .
در القاموس مىخوانيم : « ضازه حقه » واوى ( ض و ز ) ، و يائى ( ض ى ز ) به معنى ستم كرد .
فيروز آبادى آنگاه در مادّهء مهموز ( ض أ ز ) مىگويد :
« ضأز » - بر وزن منع - يعنى ستم كرد ؛ و [ ضأز ] فلانا ، يعنى به او كم فروخت و كمتر