تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢

151 - ركز :

نافع از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « ركزا » . ابن عباس گفت : « حسّا » ( حسّ ) . چون ابن ازرق از او پرسيد : آيا عرب با اين مفهوم آشناست ، پاسخ داد : آرى ، آيا نشنيده‌اى شعر شاعر را :
و قد توجّس ركزا مقفر ندس * بنبأة الصّوت ما فى سمعه كذب
يعنى : در حالى كه در بيابان تنها بود صدايى آرام شنيد و آنچه به گوشش مىشنيد دروغ نبود . [ اين كلمه در آيه مريم / 98 آمده است :
« وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً »
. يعنى : و چه بسيار مردمى كه پيش از آنها هلاكشان ساختيم . آيا هيچيك از آنها را مىيابى يا اندك آوازى از آنها مىشنوى ؟ اين كلمه ، به مادّه و صيغه ، تنها يك بار در قرآن آمده است . تفسير « ركز » به « حسّ » تفسيرى نزديك است ، البتّه با توجّه به ويژگى پنهان و آهسته بودن و تكان خوردن . راغب اين كلمه را به « صداى پنهان » تفسير كرده و به اين گفتهء عرب برگردانده است كه گويند : « ركزت كذا » يعنى آن را پنهانى دفن كردم ؛ و از همين مادّه است : « ركاز » براى هر مال مدفون ، خواه به وسيلهء فاعل دفن شود ، از قبيل گنج ، و خواه به فعل خداوند مدفون باشد ، مثل معدن ؛ و « مركز » سپاه نيز محلى است كه سپاهيان نيزه‌هاى خود را در آنجا بر زمين زده‌اند . « 163 » ابن اثير در مورد حديث « فى الرّكاز الخمس » ( در ركاز خمس است ) مىگويد : « ركاز » نزد مردم حجاز ، گنجهاى جاهليّت است كه در زمين دفن شده بود ، و نزد مردم عراق به معنى معادن است . هر دوى اين اقوال را لغت مىپذيرد ؛ زيرا اين هر دو در زمين نشانده شده ، يعنى در زمين ثابت است . . . اين حديث تنها بر تفسير اوّل آمده كه همان گنجهاى جاهليّت است . خمس در اين گنجها عنوان زكات دارد ؛ چرا كه اين گنجها در بر دارنده نفع فراوان و دسترسى به آنها آسان بوده است . در مسند احمد در يكى از طرق اين حديث آمده است : « و فى الركائز الخمس » . گويا اين كلمه جمع ركيزه يا ركزه ، و آن عبارت است از قطعه‌اى از جواهر زمين كه در آن نهاده شده است . ركز نيز به معنى حسّ و نيز صداى پنهان و آهسته است . « 164 »
هامش
( 163 ) ر ك : المفردات . ( 164 ) ر ك : النهاية .