از مفهوم خفاء و پنهانى كه در اين مادّه است معنى « آهسته بودن » را مىفهميم ، و احتمالا اين كلمه در اصل به « ركز العرق » يعنى پريدن و حركت رگ بر مىگردد . ]
152 - باسرة :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « باسرة » .
ابن عباس گفت : « كالحة » ( درهم كشيده شده ) ، و آنگاه به شعر عبيد بن ابرص استشهاد كرد :
صبحنا تميما غداة النّسار « 165 » * بشهباء ملمومة باسره
يعنى : در پگاه نبرد نسار با لشكرى در هم فشرده و روى ترش كرده بر تميم وارد شديم .
[ اين كلمه در آيهء قيامت / 24 ، آمده است .
« كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ * وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ * وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ * وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ * تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ »
. يعنى : نه ، چنين نيست ، بلكه شما اين جهان زودگذر را دوست مىداريد * و آخرت را رها مىكنيد * در آن روز چهرههايى خرم و درخشان است * و به پروردگار خويش نظر مىكند * و چهرههايى در آن روز عبوس و ترش است * و مىداند كه عذابى شكننده بر او خواهد آمد .
اين صيغه تنها يك بار در قرآن به كار گرفته شده ، امّا از همين مادّه فعل ماضى « بسر » در آيه مدثّر / 22 آمده است :
« ثُمَّ نَظَرَ * ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ * ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ »
« آنگاه نگريست * سپس روى ترش كرد و پيشانى در هم كشيد * سپس پشت كرد و بزرگى فروخت . »
در قرآن كريم جز در اين دو مورد كلمهاى از اين مادّه نيامده است .
تفسير « باسرة » به « كالحة » يك تقريب به ذهن است كه سياق آيه كه پس از « ناظره » و در مقابل آن قرار گرفته ، و همچنين اقتران « بسر » به « عبس » در آيهء مدثر آن را تقويت مىكند .
راغب اين كلمه را به گونهء ديگرى تفسير كرده و آن را به « ابتسار » به معنى
هامش
( 165 ) در الاتقان چنين آمده است . « نسار » نام يكى از محلّههاى بنى عامر مىباشد كه جنگى نيز به نام همين محلّ وجود دارد . در تفسير قرطبى ، ج 16 ، ص 64 نيز « يوم الجفار » از جنگهاى عرب دانسته شده . اين بيت از بشر بن ابى خازم است . - ر ك : ديوان بشر ، دمشق 1960 .