يعنى : ليلا را به ياد آوردى ، زمانى كه هنگام به ياد آوردن نبود ، و از او بريدى و اكنون گريز از اين مشكل ، دور مىنمايد .
[ اين كلمه در آيهء ص / 3 آمده است :
« كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنادَوْا وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ »
. يعنى : چه بسيار كسانى كه پيش از آنان بودند و هلاكشان كرديم . پس فرياد بر آوردند ، ولى آن زمان گريزى نبود .
هر دو كلمهء « لات » و « مناص » تنها يك بار در قرآن به كار رفتهاند . امّا از مادّهء « لات » ، كلمه « ليت » پانزده بار در آيات كتاب الهى آمده است .
ممكن است تفسير « لات » به « ليس » نزديك به نظر آيد . امّا با وجود اين ، اظهارات و آراء متفاوتى در اين باره مطرح شده است :
راغب در ذيل مادّه « لات » نظريهء فراء را نقل كرده ، مىگويد :
تقدير اين جمله « لا حين » و حرف « تاء » در « لات » زائد است ، همانند زائد بودن آن در « ثمّت » و « ربّت » .
يكى از بصريان گفته است : معنى « لات » ، « ليس » است .
ابوبكر علّاف مىگويد : اصل اين كلمه « ليس » است و ياء آن تبديل به الف و سين آن نيز تبديل به حرف تاء شده است ، چنان كه در تلفّظ ديگر « ناس » « نات » گويند ! برخى ديگر نيز گفتهاند : اصل اين كلمه « لا » بوده و حرف « تاى تأنيث » براى توجّه دادن به قيامت و مدّت بدان افزوده شده ، گويا كه گفته شده است : ليست السّاعة و المدة حين مناص » ( آن لحظه و ، هنگام به سر آمدن مدّت ، زمان گريز نيست ) . « 159 »
در القاموس اين كلمه را همراه با كلمه « ليت » آورده ، مىگويد :
حرف « تاء » در « لات » در آيهء
« وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ »
زائد است ، چنان كه در « ثمّت » يا اين كه آن را شبيه « ليس » دانستهاند ، و بر اين فرض اين كلمه به إضمار اسم فاعل است . « لات » تنها با « حين » مىآيد و گاه نيز حذف مىشود ، ولى مقصود است .
به رغم پيچيده بودن بحران « لات » در لابلاى تأويل و تفسيرهاى مختلف ، به بيان قرآنى پناه مىبريم و اين كلمه را تنها بر همان صورتى حمل مىكنيم كه در اين متن استوار بدان
هامش
( 159 ) ر ك : المفردات .