تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
ابن عباس گفت : « ضجرا جزوعا » ( بيقرار و بىتاب ) . چون ابن ازرق از او پرسيد : آيا عرب با چنين چيزى آشناست ، پاسخ داد : آرى ، آيا شعر بشر بن ابى خازم را نشنيده‌اى كه گويد :
لا مانعا لليتيم نحلته * و لا مكبّا لخلقه هلعا
يعنى : نه از يتيمى حمايتى كردى و دفاعى براى او پديد آوردى و نه بيقرار در برابر خلقتش سر فرو افكندى . [ اين كلمه در آيهء معارج / 19 آمده است :
« إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً * إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً * وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً »
. يعنى : انسان ناشكيبا آفريده شده است * چون شرّى به او رسد بىتاب مىشود * و چون ثروتى به او رسد از بخشش به ديگران دريغ دارد . اين كلمه ، به مادّه و صيغه ، تنها يك بار آمده است . راغب و ابن اثير اين كلمه را تفسير نكرده‌اند . در فرهنگهاى زبان عربى اين كلمه را به شديدترين بيقرارى و يا بيقرارى شديد اختصاص داده‌اند . در برخى از فرهنگها نيز آن را به بىتابى و بيقرارى از شرّى كه به شخص رسد و به صبر نكردن بر مصايب مقيّد كرده‌اند . « هالع » به معنى شترمرغ است كه به خاطر سبكى و سرعت پرش تند راه مىرود ؛ و « هلواع » شترى كه سريع حركت مىكند . آياتى كه پس از آيهء مورد بحث آمده « هلوع » را چنين تفسير مىكند كه « چون شرّى به او رسد بىتاب مىشود و چون ثروتى به او رسد از بخشش به ديگران دريغ دارد » . بنابراين وجهى براى اين نيست كه در تفسير كلمه ، تنها به « بيقرارى بر شرّى كه به شخص مىرسد » بسنده شود ، در حالى كه ممكن است بخيلى با خوش نداشتن بذل ثروت به ديگران ناشكيبى نشان دهد . ]

149 - ولات حين مناص :

نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ »
. ابن عباس گفت : « ليس بحين فرار » ( آن ، هنگام فرار نيست ) ؛ و آنگاه به بيتى از اعشى استشهاد كرد :
تذكّرت ليلى حين لات تذكّر * و قد بنت منها و المناص بعيد