بيفزاى ، به اندازهء آبى كه به عنوان عرق بيرون مىآيد . « 157 »
همهء آنچه راغب آورده از معانيى است كه در فرهنگها در كنار معانى و كلمات ذيل براى اين مادّه ذكر مىشود : « حناذ » - بر وزن كتاب - براى خورشيد ؛ « استحنذ » براى اين معنا كه شخص در زير آفتاب خوابيد تا عرق كند ؛ « حنذيذ » ، به معنى كسى كه زياد عرق مىكند ؛ و « حنيذ » به معنى آب گرم و همچنين روغن .
به نظر مىرسد كه مفهوم « بيرون آمدن عرق » در مادّهء « حنيذ » منظور شده و در همهء استعمالات اين مادّه مىتوان آن را يافت ؛ در كباب كردن گوشت بر روى سنگهاى داغ ، در « مستحنذ » يعنى كسى كه در آفتاب دراز مىكشد تا عرق كند ، در « حنذ » اسب يعنى دواندن او در آفتاب و آنگاه نهادن پالان بر پشت او تا عرق كند ؛ و به همين معناست كه به آب يا روغن گرم شده « حنيذ » گفته مىشود .
در حديث حسن است كه « عجّلت قبل حنيذها بشواءها » . ابن اثير در تفسير آن مىگويد : يعنى آن زن پذيرايى را آغاز كرد ، بىآن كه منتظر بريان شدن گوشتها بماند .
شايد برداشت سزاوارتر از اين حديث اين باشد كه قبل از آن كه با از ميان رفتن عرق و رطوبت گوشتها ، كباب كاملا بريان و خوش طعم شود آن را آورد . ]
147 - الأجداث :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« مِنَ الْأَجْداثِ »
.
ابن عباس گفت : « القبور » ( قبرها ) ؛ و آنگاه به شعر ابن رواحه استشهاد كرد :
حينا يقولون إذ مرّوا على جدثى * أرشده يا ربّ من عان و قد رشدا
« 158 » يعنى : زمانى چون بر قبرم بگذرند گويند پروردگارا او را به سوى رحمت خويش بر كه رنج ديد و ايستادگى كرد .
[ اين كلمه در سه آيهء ذيل آمده است :
« قمر / 7 :
« فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلى شَيْءٍ نُكُرٍ * خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ « الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ * مُهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكافِرُونَ هذا يَوْمٌ عَسِرٌ »
؛
هامش
( 157 ) ر ك : المفردات .
( 158 ) اين روايت الاتقان است ، اما در روايت ابن اسحاق ( در السيرة النبويّة ، ج 4 ، ص 61 ) چنين آمده است :« حتى يقال إذا مروا على جدثى * أرشده الله من عان و قد رشدا » .