مادّهء « لدد » بيشتر در مورد خصومت و جدل به كار مىرود و منقول است از استعمال اصلى آن در مورد دو جانب گردن ؛ و بنابراين ، در اين مادّه مفهوم عناد ، لجاجت و سختى از جانب طرف خصومت و مجادله ، يا چنان كه راغب مىگويد ، اين كه بازداشتن او از آنچه مىخواهد امكان نداشته باشد ، نهفته است . ]
146 - حنيذ :
نافع بن ازرق از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« بِعِجْلٍ حَنِيذٍ »
.
ابن عباس گفت : « الحنيذ ، النّضيج ممّا يشوى بالحجارة » ( حنيذ يعنى آنچه بر روى سنگ كباب و پخته شود ) . چون ابن ازرق از او پرسيد : آيا عرب با چنين مفهومى آشناست ، گفت : آرى ، آيا نشنيدهاى شعر شاعر را :
لهم راح و فار المسك فيهم * و شاويهم إذا شاءوا حنيذا
يعنى : آنان را شادمانى است و بوى مشك در ميانشان پراكنده است و هرگاه خواهند گوشت بر سنگها بريان كنند .
[ اين كلمه در آيهء هود / 69 آمده است :
« وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ ، فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ »
. يعنى : به تحقيق فرستادگان ما براى ابراهيم مژده آوردند . گفتند سلام بر تو . گفت : سلام .
پس ديرى نپاييد كه گوسالهاى بريان آورد .
اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن آمده است .
ابن اثير در تفسير اين كلمه ، به « آنچه بريان شده » بسنده كرده ، بىآن كه قيد « بر روى سنگ » را بياورد . در حالى كه راغب جزئيّات بيشترى مطرح مىكند و دربارهء گوسالهء « حنيذ » ( بريان شده ) مىگويد :
يعنى آنچه ميان دو سنگ بريان شده است . چنين كارى بدان خاطر انجام مىگيرد كه حالت لزج بودن گوشت از ميان برود . اين كلمه مأخوذ است از اين گفته عرب كه « حنذت الفرس » يعنى اسب را يك يا دو دور دواندم و سپس پالان بر پشتش نهادم تا عرق كند : و « قد حنذتنا الشّمس » ( يعنى خورشيد از ما عرق گرفت ) . از آنجا كه اين كلمه در بر دارندهء مفهوم « خروج آبى اندك » مىباشد گفته شده : « إذا سقيت الخمر فأحنذ » يعنى هنگامى كه خواستى به شراب آب دهى ، آب اندكى بدان