مىدهم .
به عقيدهء ما نيز در آيهء مورد بحث « قوما بورا » مصدر بودن اين كلمه بليغتر و قويتر است تا حمل آن بر جمع « بائر » ؛ چه اين كه وصف آن قوم به مصدر [ بر خلاف وصف به اسم فاعل ] بر هلاكت و نيستى محض دلالت مىكند . ]
144 - نفشت :
نافع بن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « نفشت » .
ابن عباس گفت : « النّفش الرّعى ليلا » ( نفش به معنى چراى شبانه است ) ؛ و آنگاه به بيتى از لبيد استشهاد كرد :
بدّلن بعد النّفش الوجيفا * و بعد طول الجرّة الصّريفا
يعنى : پس از چرايى شبانه به نفس نفس افتادند و پس از نشخوار كردنى طولانى همچنان دندان به هم ساييدند .
[ اين كلمه در آيهء انبياء / 78 آمده است :
« وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ * فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ »
. يعنى : داوود و سليمان را ياد كن آنگاه كه دربارهء كشتزارى حكم كردند كه شبانه گوسفندان قوم در آن چريده بودند و ما شاهد داورى آنان بوديم . سليمان را فهم و آگاهى داديم و همه را حكمت و علم بخشيديم و كوهها را مسخّر داوود گردانديم كه آنها و پرندگان همراه با او تسبيح مىگفتند و اين همه را ما انجام داديم .
اين صيغه تنها يك بار در قرآن به كار رفته و از اين مادّه تنها اسم مفعول « منفوش » در آيهء قارعه / 4 آمده است :
« يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ * وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ »
« روزى كه مردم چونان پروانگان پراكنده باشند و كوهها چون پشمى كه زده شده است » .
در تفسير « نفش » به « چراى شبانه » دلالت اصلى اين مادّه بر پراكندگى و تفرّق لحاظ شده است . در القاموس در تفسير اين كلمه « چراى شبانه » آمده و به « بدون چوپان » نيز مقيد شده ، و همين در رساندن مفهوم پراكندگى و گسيختگى رساتر و گوياتر است . راغب نيز در تفسير اين مادّه همين قيود را آورده ، مىگويد :