-
« مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ »
( دو دريا را به هم آميخت ) ، در آيات فرقان / 53 و الرحمن / 19 ؛ -
« مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ »
( از آميزهاى از آتش ) ، در آيه الرحمن / 15 ؛ - « المرجان » ، همراه با « اللؤلؤ » در آيهء الرّحمن / 22 ، و همراه با « الياقوت » در الرحمن / 58 .
براى تفسير اين كلمه به « باطل » وجه نزديكى به نظر نمىرسد ، [ در شرايطى كه تنها در اين مورد كلمهء مريج ذكر شده ] و اين در حالى است كه در قرآن كريم كلمهء « باطل » به عنوان نقيض حق ، بيست و شش بار ، و فعل اين مادّه نيز پنج بار ، و اسم فاعل « مبطلون » هم پنج بار به معنى گمراهان مفسد زيانكار ، آمده است .
بنابراين از آنجا كه قرآن كريم در اينجا به رغم آن كه كلمهء « باطل » از واژههاى قرآنى است ، « فى امر باطل » نگفته ، ناگزير مىبايست تفاوتى در مدلول و مفهوم وجود داشته باشد ، تفاوتى كه دو آيهء فرقان و الرحمن :
« مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ »
با دلالت بر مفهوم اختلاط و آميختنى كه در « مرج » است ، ما را بدان رهنمون مىگردد .
ابن اثير نيز « مرج » را به « خلط و آميختن » تفسير كرده و در ذيل « مارج من نار » گفته است :
يعنى زبانهء آميخته به سياهى و دود آن . « مرج » نيز به معنى سرزمينى پر وسعت است كه در آن گياهان فراوانى روييده و چهارپايان در آن « مروج » دارند يعنى رهانيده و در آميخته به هم به هر سو كه مىخواهند مىروند و چرا مىكنند . « 145 »
بنابراين ، اگر تفسير ابن عباس از كلمه « مريج » به باطل يك تقريب ذهن به معنا باشد ، در كنار آن از دلالت اين كلمه بر اضطراب و در هم آشفتگى غافل نمىمانيم كه ناشى از ترديد و دودلى كسانى است كه چون حقيقت به آنان رسيد امر بر آنان مشتبه گشت و آن را دروغ شمردند و از حق منحرف و گمراه شدند . ]
138 - حتما مقضيّا :
نافع از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« حَتْماً مَقْضِيًّا »
.
ابن عباس گفت : « الحتم الواجب » ( حتمى و واجب ) ؛ و آنگاه به شعر اميّة استشهاد كرد :
هامش
( 145 ) ر ك : النهاية .