تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
نگه داشته است ، به سان شتر قماح يعنى شترى كه سر بر افراشته است . بنابر اين مشاهده مىكنيم كلمهء « اقماح » تنها در صورتى معنى سر بر افراشتن دارد كه همراه با آن به كلمه « انف » نيز تصريح شود ، در حالى كه در آيه چنين تصريحى نيست . لغويان و در كنار آنان ابن اثير ، آنجا كه گفته‌اند اقماح به معنى سر را بلند كردن و ديده را فرو هشتن است ، اين قيد را نيز در « سر بلند كردن » آورده‌اند كه از غلّها ناشى شده باشد ، و در همين تفسير است كه گفته‌اند « أقمح الغلّ الأسير » يعنى آن كه غل زير چانهء اسير قرار گرفته است و نمىتواند سر خود را پايين آورد . بيت شعرى كه به عنوان شاهد آمده است نمىتواند گواهى بر مفهوم « شموخ الانف » ( سر بلند كردن ) باشد ؛ چه اين كه در اين بيت طرف تشبيه « الإبل القماح » ( شتران سر برافراشته ) است و آنچه بدان تشبيه شده نيز ، نشستگانى كه ديده فرو هشته‌اند ، در حالى كه در كنار ديده فروهشتن نمىتواند مفهوم سر بلند كردن و سر برافراشتن وجود داشته باشد . ]

137 - مريج :

نافع بن ازرق دربارهء اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ »
. ابن عباس گفت : « المريج ، الباطل » ( مريج به معنى باطل است ) . چون ابن ازرق از او پرسيد : آيا عرب با چنين مفهومى آشناست ، گفت : آرى ، آيا نشنيده‌اى شعر شاعر را كه مىگويد :
فراغت فالتمست بها حشاها * و خرّ كأنّه خوط مريج
« 144 » يعنى : پس برگشت و به نيزهء خويش شكم او بيرون آورد و او نيز بر زمين افتاد چونان كه شاخه‌اى نرم و از درون پوسيده بوده است . [ اين كلمه در آيهء ق / 5 آمده است :
« بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ »
. يعنى : بلكه حق را تكذيب كردند و آنان در باطل بسر مىبرند . اين صيغه تنها يك بار در قرآن به كار رفته ، و از همين ماده است :
هامش
( 144 ) اين روايت ديوان الهذليين ( چاپ دار الكتب المصريه ، ج 3 ، ص 103 ) و از شعر عمرو بن داخل هذلى است . در اين روايت از عبارت الاتقان : « فراعت فانتقدت » « فخر كانّه » عدول شده است .
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 539 | عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) / حسين صابري