تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
پنهان و آهسته ) ؛ و آنگاه به شعر شاعر استشهاد كرد :
فباتوا يدلجون و بات يسرى * بصير بالدّجى هاد هموس
يعنى : آنان شبانه راه پيمودند و او نيز شب روى كرد ، بيناى آن ظلمت سخت ، راهنمايى كه صداى گامهايش شنيده نمىشد . [ اين كلمه در آيهء طه / 108 آمده است :
« يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً * يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا »
. يعنى : در آن روز از پى آن مناديى مىروند كه هيچ كژى در او نيست ، و صداها در برابر خداوند رحمان خاشع شد و جز زمزمه‌هايى پنهان نمىشنوى . در آن روز شفاعت سود ندهد مگر آن را كه خداى رحمان اجازت دهد و سخنش را بپسندد . [ اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن آمده است . نزديك به تفسير ابن عباس ، نظريّهء راغب در مورد اين كلمه است كه مىگويد : همس به معنى صدايى آرام و پنهان و « همس اقدام » به معنى آهسته‌ترين و پنهانترين صداى گامهاست ؛ و آنگاه آيهء فوق را ذكر مىكند . ابن اثير نيز در مورد حديث « فجعل بعضنا يهمس إلى بعض » ( به در گوشى سخن گفتن با يكديگر پرداختيم ) مىگويد : مقصود از اين سخن گفتنى پنهان است كه تقريبا فهميده نمىشود . اينها اقوالى نزديك به يكديگر است ، و آنچه از صريح آيهء مورد بحث فهميده مىشود آهسته سخن گفتن و با يكديگر در گوشى كردن است . واژهء « همس » در مورد سخن گفتن آهسته و پنهان استعمال فراوان يافته است ، منقول از اصل استعمال آن در مورد گام نهادن بسيار آهسته به گونه‌اى كه صداى آن شنيده نشود . در بيتى كه به عنوان شاهد آمده است نيز مادّهء « همس » در اين معنا به كار رفته است ، آنجا كه مىگويد : بصير بالدّجى هاد هموس يعنى : بيناى آن ظلمت سخت و راهنمايى كه صداى گامهايش شنيده نمىشود . نكته ديگرى كه در اينجا آن را مورد توجّه قرار مىدهيم اين است كه واژهء همس در قرآن كريم تنها در مورد شكسته شدن صداها در برابر خداوند رحمان در روز دميده شدن در صور به كاررفته و اين به واژهء مزبور مفهومى از ترس و هيبت مىدهد و لفظ « خشعت » در آيه نيز آن را تقويت مىكند ؛ چه ، اين واژه از خشوعى سخن به ميان مىآورد كه از افعال قلبى است