عنوان اختلاف در لغت و با توجّه به تصريح ابن عباس كه « به گويش حبشه اين كلمه به معنى فرار است » پذيرفت .
در كنار اين مفهوم « جستجو و فحص » را كه در « تنقيب » است ناديده نمىگيريم . بخش اوّل مادّهء اين ريشه يعنى [ دو حرف « ن ق » از سه حرف ] « ن ، ق ، ب » در الفاظ عربى متعددى مىآيد كه مدلول مشترك همهء آنها فحص و جستن و رنج بردن است و پس از آن با توجّه به حرف اخيرى كه در كنار آن دو حرف قرار مىگيرد مدلول خاصّى براى هر يك از الفاظ شكل مىگيرد ، و بدين ترتيب : « نقب » براى كندن و فحص كردن ، « نقت » براى زير و رو كردن و از هم ريختن چيزى [ به منظور جستن چيزى ديگر در آن ] ، « نقح » براى فحص و تهذيب ، « نقد » براى فحص و تمييز ، « نقش » براى حفر و نقّاشى كردن ، « نقط » براى كتابت ، « نقض » براى فحص و منهدم كردن ، « نقع » براى غبار و گرد و خاكى كه برانگيخته مىشود ، « نقر » براى فحصى كه از سوى پرنده صورت گيرد ، « نقف » براى ايجاد سوراخى به منظور خروج از تخم به وسيلهء جوجه . . . به كار مىرود .
اين مادّه با مراعات همين مدلولهاى اوليّه و اصلى به دلالتهاى مجازى نقل داده مىشود ، از قبيل نقل « نقض » از فحص به منظور منهدم كردن ، به نقض احكام و اقوال ؛ « نقب » از سوراخ كردن ديوار و سدّ - كه واژهء نقب در آيهء سورهء كهف و همچنين تنقيب كه در مورد حفّارى و معدن به كار مىرود از اين قبيل است - به هر سوراخ يا شكاف و رخنه ؛ نقل « تنقيب » به مفهوم معنوى فحص و جستجو ؛ و « نقيب » كه وضعيت قوم خود را بررسى و فحص مىكند و در امور آنان نظر مىكند .
بنابراين مشاهده مىكنيم كه دلالت بر فحص و جستجو از هيچكدام از استعمالهاى اين مادّه به صيغههاى مختلف آن ، انفكاك نمىپذيرد و از همين جاست كه در كنار تفسير « فنقّبوا فى البلاد » به فرار مىبايست مفهوم جستجوى گريزگاه و پناهگاه را ، در روزى كه هيچ پناهگاه و گريزگاهى نيست ، نيز منظور داشت ، چنان كه صريح آيه است : « پس در هر سرزمينى گشتند كه آيا گريزگاهى هست ؟ » ]
135 - همس :
نافع بن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « إلا همسا » .
ابن عباس گفت : « الوطء الخفىّ و الكلام الخفّى » ( گام نهادن پنهان و آهسته ، و سخن