132 - المهل :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « كالمهل » .
ابن عباس گفت : « كدردرىّ الزّيت » ( درد روغن ) . چون نافع از او پرسيد : آيا عرب با اين مفهوم آشناست ، گفت : آرى ، آيا نشنيدهاى شعر شاعر را :
تبارى بها العيس السموم كأنّها * تبطنت الأتراب من عرق مهلا
يعنى : آنجا شتران با بادهاى گرم سوزان به مسابقه برخاستند گويا كه شكمها را از شرابى كهنه و ناخالص پر كرده بودند .
[ اين كلمه در آيههاى ذيل آمده است :
كهف / 29 :
« وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً »
؛ دخان / 45 :
« إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ * طَعامُ الْأَثِيمِ * كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ * كَغَلْيِ الْحَمِيمِ »
؛ معارج / 8 :
« يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ * وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ * وَ لا يَسْئَلُ حَمِيمٌ حَمِيماً »
.
به ترتيب يعنى :
- بگو اين سخن حق از جانب پروردگار شماست : هر كه خواهد ايمان آورد و هر كه خواهد كافر شود . ما براى ستمگران آتشى مهيّا كردهايم كه بر همهء آنان خيمه گسترد و اگر در اين ميان كمكى خواهند در پاسخ آبى به آنان داده شود كه چون مسى گداخته است كه چهره را كباب كند . بد نوشيدنيى و بد جايگاهى است ؛ - درخت زقّوم * طعام گنهكاران است * همانند مسى گداخته كه در شكمها مىجوشد * به سان جوشيدن آبى داغ ؛ - روزى كه آسمان چونان فلزى گداخته شود * و كوهها چونان پشمى زده شده * و روزى كه هيچ دوستى از حال دوست نپرسد .
از همين مادّه است فعل امر از « تمهل » و « امهال » در آيات مزمل / 11 و طارق / 17 .
راغب نيز « مهل » را به « درد روغن » تفسير كرده و اين ، از معانى لغوى كلمه است .