بر حالت خود به خودى اين شكافته شدن ، به گونهاى كه نيازى به فاعل نيست و علّت اين بىنيازى از فاعل و خود به خود انجام شدن اين امر نيز سختى آن رخداد و وحشت آن وضعيت است . ]
130 - يوزعون :
نافع از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« فَهُمْ يُوزَعُونَ »
.
ابن عباس گفت : « يحبس أوّلهم على آخرهم حتى تنام الطّير » ( نخستين آنان به خاطر آخرينشان بازداشته مىشود تا زمانى كه پرندگان به خواب روند ) ؛ و چون نافع از او پرسيد : آيا عرب با اين مفهوم آشناست ، پاسخ داد : آرى ، آيا شعر شاعر را نشنيدهاى كه گويد :
وزعت رعيلها بأقبّ نهد « 136 » * إذا ما القوم شدّوا بعد خمس
يعنى : با سينهاى ستبر صفوف آنها را پس راندم ، آنگاه كه حملهاى در پس حمله ديگر آوردند .
[ اين كلمه در آيههاى سه گانه ذيل آمده است :
نمل / 17 :
« وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ »
؛ نمل / 82 :
« وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ »
؛ فصلت / 19 :
« وَ يَوْمَ يُحْشَرُ أَعْداءُ اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ »
.
به ترتيب يعنى :
- براى سليمان سپاهى از جنّ و آدمى و پرنده گرد آورده شد و به زور رانده مىشدند ؛ - و روزى كه از هر امّتى دستهاى را كه آيات ما را تكذيب مىكنند محشور مىداريم و آنان به زور رانده مىشوند ؛ - روزى كه دشمنان خدا را گرد آورند و آنان به زور رانده مىشوند .
در قرآن كريم از اين مادّه ، تنها فعل مضارع مجهول در سه آيه فوق آمده است .
باضافهء فعل امر در آيات نمل / 19 و احقاف / 15 :
« رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ »
« پروردگارا مرا بدار كه سپاسگزار نعمتى شوم كه به من ارزانى داشتهاى » .
روشن است كه تفسير ابن عباس از اين كلمه شرح آن درباره سپاهيان سليمان در آيهء
هامش
( 136 ) در نسخه چاپى الاتقان كلمه تصحيف شده « وزغت » آمده است .