تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
« نه ، چنين نيست ، بلكه يتيم را گرامى نمىداريد * و به طعام دادن به مسكين تشويق نمىكنيد * و ميراث را به فراوانى مىخوريد * و ثروت را بسيار دوست مىداريد » . ]

129 - منفطر :

نافع بن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « السّماء منفطر به » . ابن عباس گفت : « منصدع من خوف يوم القيامة » ( از ترس روز قيامت در آن شكاف مىافتد ) ؛ و آنگاه به شعر شاعر استشهاد كرد :
طباهنّ حتى أعوض اللّيل دونها * أفاطير و سمىّ رواء جذورها
يعنى : آنها را خواند تا زمانى كه شب به جاى آن قطرات شكافنده بارانى نخستين را به آنها داد كه ريشه‌هايشان را سيراب مىكرد . [ اين كلمه در آيهء مزمّل / 18 آمده است :
« فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً * السَّماءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ كانَ وَعْدُهُ مَفْعُولًا »
. يعنى : پس چگونه اگر كافر شديد بيم روزى نداريد كه هر نوزادى را پير مىكند ، آسمان از بيم آن شكافته است و آنچه او وعده داده ، واقع مىشود . اين صيغه تنها يك بار در قرآن آمده ، امّا از همين مادّه فعل ماضى « انفطرت » نيز در آيهء انفطار / 1 آمده است :
« إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ * وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ »
« هنگامى كه آسمان شكافته شود و هنگامى كه ستارگان پراكنده شوند » . همچنين از اين مادّه است : - فعل ثلاثى مجرد ماضى « فطر » هشت بار كه در همهء آنها اين فعل به خداوند - همان كه آسمانها و زمين را ، مرا ، ما را و شما را براى نخستين بار پديد آورد - اسناد داده شده است ؛ - اسم فاعل ، شش بار كه در همهء موارد به خداوند اسناد داده شده است :
« فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
؛ -
« فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »
؛ - « فطور » ، در آيه ملك / 3 :
« فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ »
« دوباره بنگر ، آيا شكاف و خللى مىبينى » ؛ -
« تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ »
« نزديك است كه آسمانها شكاف بردارد » ، در آيه