يعنى : چون به دشمن مىرسند شمشيرهاى استوار خود را بر آنان فرود مىآورند و آنگاه كه درگير جنگ شوند و به محاصره در آيند نيز به آنان پشت نمىكنند .
[ اين كلمه در آيهء ذاريات / 7 آمده است :
« إِنَّما تُوعَدُونَ لَصادِقٌ * وَ إِنَّ الدِّينَ لَواقِعٌ * وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ * إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ * يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ »
. يعنى : آنچه وعده داده مىشويد راست است * و قيامت واقع مىشود * سوگند به آسمانى كه داراى گذرگاههاست * كه شما بر عقايد و سخنانى متفاوتيد * آن كس كه به دروغ رانده شد از آن رانده مىشود .
اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن آمده است .
تفسير كلمهء « حبك » به راهها و خلقتى نكو ، از قبيل شرح و تقريب است و در كنار آن نيازمند تأمّل در اين نكتهايم كه چرا با آن كه در قرآن در مواضعى ديگر كلمه « طرائق » به كار رفته ، تنها در اين مورد به جاى آن « حبك » آمده است .
در مسألهء قبل به بحث در مورد طريق و طرائق پرداختيم .
اينك به تأمّل در « حبك » مىپردازيم و مشاهده مىكنيم كه راغب اين كلمه را به همان « طرائق » تفسير كرده و پس از آن توضيح بيشترى آورده ، مىگويد :
كسانى تصوّر كردهاند مقصود از طرائق راههاى محسوس و مشهود به واسطهء همان ستارگان و كهكشانهاست . برخى ديگر نيز آن را به راههاى معقول مدرك به بصيرت كه در آسمان وجود دارد برگرداندهاند . اصل اين كلمه از گفتهء عرب است كه مىگويند : « محبوك العرى » به معنى آنچه طنابهايش استوار بسته شده است ؛ « احتباك » نيز به معنى محكم بستن ازار است . « 130 »
در بيت عمرو بن مرة كه در آن پيامبر - عليه الصّلاة و السّلام - را مدح مىكند چنين مىخوانيم :
رسول مليك الناس فوق الحبائك يعنى : رسول پادشاه مردم بر فراز راههاى آسمان .
ابن اثير در تفسير آن مىگويد :
« حبائك » به معنى طرق و راهها و مفرد آن « حبيكة » است و در اينجا مقصود شاعر از حبائك آسمانها مىباشد ؛ زيرا راهها و مسيرهاى عبور ستارگان در آسمانهاست ؛ و از همين معناست كلام خداوند - تعالى - كه مىفرمايد :
« وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ »
،
هامش
( 130 ) ر ك : المفردات .