نساء / 168 :
« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقاً * إِلَّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً »
« كسانى كه كافر شدند و ستم كردند ، خداوند كسى نيست كه آنان را بيامرزد و يا به راهى جز راه جهنّم كه تا ابد در آن بمانند هدايت كند » .
در دلالت بر همين مدلول معنوى است كه كلمات « طريقه » و « طرائق » نيز مىآيد :
طه / 104 :
« يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً * يَتَخافَتُونَ بَيْنَهُمْ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا عَشْراً * نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَقُولُونَ إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا يَوْماً »
« روزى كه در صور دميده شود و در آن روز مجرمان را كبود چشم محشور مىكنيم آهسته با هم سخن مىگويند كه ده روز بيش نيارميدهايم . ما به گفتار آنان آگاهتريم آنگاه كه گزيدهترين آنها مىگويد : جز يك روز نماندهايم » ؛ جن / 11 :
« وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذلِكَ كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً »
« كسانى از ما صالحند و كسانى نيز جز آن ، و ما به فرقههاى از هم پراكنده بوديم » ؛ جن / 16 :
« وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً »
« و اين كه اگر بر راه استقامت مىورزيدند آنان را آبى سرشار مىنوشانيديم » .
به خاطر همين اختصاص « فجاج » به راه محسوس و مادّى است كه در قرآن كريم عبارت « فجاجا سبلا » و « سبلا فجاجا » آمده ، در حالى كه كلمه « سبل » ، به « طرائق » همراه نشده است و غالبا استعمال اين دو كلمه در معنى مجازى و طريق معنوى است . احتمالا در توصيف سبل به وصف فجاج همان ويژگى معنايى « پهناورى » كه راغب و ابن اثير نيز آن را مورد توجّه قرار دادهاند وجود دارد ، گرچه در استعمال لغوى ، « فجّة » به معنى « فرجة » و شكاف آمده است در حالى كه طريق به اصل « مطروق » بر مىگردد و مجازا در مسلك استعمال مىشود . ]
126 - حبك :
نافع بن ازرق از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « ذات الحبك » .
ابن عباس گفت : « ذات طرائق و الخلق الحسن » ( داراى راهها و داراى خلقتى نكو ) .
چون ابن ازرق از او پرسيد : آيا عرب با چنين تفسيرى آشناست ، گفت : آرى ، آيا نشنيدهاى شعر زهير بن ابى سلمى را :
هم يضربون حبيك البيض إذ لحقوا * لا ينكصون إذا ما استلحموا و حموا