خاص در مورد عذاب به كار مىرود ، منقول از « ضنك الاكتناز » ( به زور و با فشار چيزى را كاملا پر كردن ) و « ضنك السّعال » ( فشار سرفه كه گلوى انسان را مىگيرد ) .
امّا « ضيق » دلالت عامترى از « ضنك » دارد و هم در مورد عذاب مىآيد ، چنان كه در آيهء سورهء فرقان است ؛ هم در مورد دلگير شدن و اهتمام و نيز اندوه داشتن مىآيد ؛ و هم در مورد تنگ شدن زمين و جا .
به عبارت كوتاهتر :
ضيق نقيض « سعة » ( فراخى ) است ، به استعمال حقيقى و مجازى .
ضنك نقيض « راحة » ( آسايش و اطمينان ) است .
و بيت شعرى كه به عنوان شاهد آمده گواه اين معناست ، آنجا كه ضنك به عنوان صفت « مأزق » آمده است . ]
125 - فجّ :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« مِنْ كُلِّ فَجٍّ »
.
ابن عباس گفت : « طريق » ( راه ) ؛ و آنگاه به شعر شاعر استشهاد كرد :
حازوا العيال و سدّوا الفجا * ج بأجساد عاد لها آبدات
يعنى : زنان و فرزندان را در محاصره گرفتند و با هيكلهايى وحشتناك كه به ديو مىمانست همه راهها را بستند .
[ اين كلمه در آيهء حج / 27 ، خطاب به ابراهيم ، آمده است :
« وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ »
.
يعنى : در ميان مردم بانگ حج در ده تا پياده و يا سوار بر شتران تكيده از راههاى دور نزد تو آيند .
اين كلمه به صيغهء جمع نيز در دو آيهء ذيل تكرار شده است :
انبياء / 31 :
« وَ جَعَلْنا فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنا فِيها فِجاجاً سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ »
« و در زمين كوههايى استوار قرار داديم تا مردم را از لرزش زمين نگه دارد و در آن طرق و راههايى قرار داديم ، باشد كه راه يابند » ؛ نوح / 20 :
« وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِساطاً * لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلًا فِجاجاً »
« و خداوند زمين را فرشى برايتان قرار داد تا در آن راههايى پهناور را طى كنيد » .