در سر تا سر قرآن تنها در اين سه آيه كلماتى از مادّهء « فجّ » آمده است .
تفسير « فج » به « طريق » تفسيرى نزديك به نظر مىرسد ، گرچه قرآن كريم كلمهء « طريق » را در مواضع متعدّدى به كار برده و تنها در اين سه مورد است كه به جاى « طريق » « فجّ » آمده است .
راغب ميان طريق و فجّ تفاوت مىگذارد و مىگويد :
« طريق » راهى است كه انسان آن را با پاى پياده طى مىكند و از همين جاست كه اين كلمه عاريه گرفته شده است براى دلالت بر هر روشى كه انسان در رفتار خود در پيش مىگيرد ، خواه ستوده باشد و خواه نكوهيده . امّا فجّ شكافى است كه دو كوه آن را در بر گرفته ، و اين كلمه در مورد راه پهن به كار مىرود . « 128 »
ابن اثير نيز در تفسير حديث حج : « و كل فجاج مكّة منحر » ، قيد پهن بودن را مىآورد و مىگويد : فجاج جمع فجّ ، و آن عبارت از راه پهناور است . « 129 »
در القاموس نيز آمده : راهى پهناور ميان دو كوه ؛ اما « فجّة » - به ضمّهء حرف فاء - به معنى « فرجه » ( شكاف ) است .
ما با تدبّر در آيات قرآنى مشتمل بر دو مادّهء « فج » و « طريق » به تفاوتى ميان اين دو راه مىيابيم :
فجّ و فجاج در سه آيهاى كه مشتمل بر اين كلمات مىباشد به معنى اصلى خود يعنى راه محسوس مادى باقى مانده است .
امّا واژهء « طريق » هم به معنى حسّى و به معنى طريق معنوى مىآيد :
- به معنى راه مادّى و محسوس : در آيهء طه / 77 ، خطاب به موسى :
« أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً »
« كه شبانه بندگانم را حركت ده و از راهى خشك در ميان دريا بگذران » ؛ همچنين در آيهء مؤمنون / 17 ، در مورد افلاك :
« وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ »
« ما بر فراز شما هفت فلك آفريديم » .
- به معنى مجازى و راه معنوى : در ساير آيات قرآن ، و از آن جمله است :
احقاف / 30 :
« يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَ إِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ »
« به حق و به راهى راست راهنمايى مىكند » ؛
هامش
( 128 ) ر ك : المفردات .
( 129 ) ر ك : النهاية .