تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
مضارع ( يازده بار ) عموميّت دارد . اين كه در بيان قرآنى ميان اين دو فعل تفاوت گذاشته شده اين معنا را در ذهن تقويت مىكند كه تنها كلمهء « شرى » است - و نه كلمه « اشترى » - كه مىتواند تلازم بيع و شراء در آن تصوّر شود ، و اين چيزى است كه راغب از خاطر نشان كردن آن غافل نمانده است ، آنجا كه از كثرت استعمال « شرى » به معنى « فروخت » و « اشترى » به معنى « خريد » اشاره مىكند . امّا اين كه وى اشاره دارد كه تصوّر تلازم ميان بيع و شراء تنها خاصّ مبادله كالا به كالاست و نه مبادلهء كالا به پول ، اين چيزى است كه آيهء سورهء يوسف آن را تقويت نمىكند ، بلكه در اين آيه شراء به معنى بيع آمده در حالى كه مبادله مبادلهء كالا به كالا نيست ، بلكه مبادلهء كالايى به دراهمى اندك و بىارزش است . ايرادى نخواهد داشت كه در اينجا به اختلاف علماى لغت پيرامون واژهء « شراة » ، لقب خوارج ، اشاره‌اى بكنيم : مشهور آن است كه آنان اين لقب را با نظر به آيهء كريمه
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ »
كه در آن يشرى به معنى يبيع است براى خود برگزيده‌اند . اما ابن اثير در مورد شراة مىگويد : اين كلمه جمع « شار » است ؛ و سپس مىافزايد : و مىتواند نيز از مشاورة به معنى دامنه يافتن و ريشه‌دار شدن باشد . فيروز آبادى نيز در القاموس در مادّهء « شرى » مىگويد : « شرى الشّرّ بينهم » - از باب رضى - يعنى [ شرّ ميان آنان ] گسترش يافت . . . و ريشه‌دار شد ، همانند استشرى كه به همين معناست . و از همين ماده است كه عنوان « شراة » براى خوارج گذاشته شده است ، نه آن كه چنانچه جوهرى توهّم كرده ، اين كلمه از « شرينا انفسنا فى الطاعة » ( خود را در راه طاعت خداوند فروخته‌ايم ) باشد . شيخ نصر هوريتى كه بر القاموس حاشيه دارد اين نظريّه را رد كرده ، گويد : مىگويد : « جوهرى توهّم كرده است » ؛ متن عبارت جوهرى اين است : « شراة » به معنى خوارج ، جمع « شار » . آنان بدين مناسبت چنين ناميده شده‌اند كه مىگفتند : « شرينا انفسنا فى طاعة الله » ( جان در راه خداوند فروخته‌ايم ) - پايان سخن جوهرى - بنابر اين عنوان « شراة » از « شرى يشرى » از باب « رمى يرمى » است ، اسم فاعل آن « شار » و جمع آن نيز « شراة » بر خلاف شرى - از باب فرح - كه اسم فاعل آن « شر » است و به شراة جمع بسته نمىشود . بنابر اين آنچه جوهرى ذكر كرده در بر دارنده توهّمى نيست .