( كهف / 40 ) : يعنى آتشى و عذابى [ بر آنان فرو فرستد ] . اين آتش در حقيقت چيزى است كه شخص به وسيلهء آن مورد محاسبه و مجازات الهى قرار مىگيرد .
دلالت اين مادّه ، در اصل خود ، بر عدد و حساب در هيچكدام از صيغهها و استعمالهاى اين ماده از آن جدايى ندارد ، و از همين مادّه است كه كلمهء « حساب » با مفهوم اسلامى خاصّ خود يعنى حساب اعمال بندگان از جانب خداوند - كه هموبه عنوان حساب كننده بس است - پديد آمده است .
امّا دربارهء « حسبان » چه بايد گفت ؟ چنان كه در عبارت راغب كه نقل كردم مشاهده مىكنيد وى ميان حساب و حسبان تفاوتى بيان نكرده است ، در حالى كه اختلاف صيغه موجب اختلاف و تفاوت در معنا ، در وراى مدلول مشترك آنها ، است :
مدلول اصلى حساب ، استعمال آن در عدد است و از همين مدلول است كه كلمه « حسبان » به معنى اندازه گيرى زمانى آمده است ، چنان كه در آيات انعام / 96 :
« وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً »
و الرحمن / 5 :
« الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ »
مشاهده مىكنيم .
در استعمال اين كلمه در معنى عذاب نيز معنى محاسبهء بر اعمال و مؤاخذه بر آنها منظور شده است ، چنان كه اين مطلب بوضوح از سياق آيهء كهف / 40
« يُرْسِلَ عَلَيْها حُسْباناً مِنَ السَّماءِ »
استفاده مىشود . اين « حسبان » كه از آسمان فرستاده مىشود مىتواند ، چنان كه ابن عباس مىگويد ، يك آتش باشد ، مىتواند يك صاعقه باشد ، مىتواند يك باد تند سوزان و سركش باشد ، مىتواند يك گردباد باشد و يا هر چيزى ديگر كه از فرمان خداوند ناشى مىگردد و با آمدن آن اين باغ زمينى صاف و لغزنده مىشود . اين برداشتى است كه دو آيهء ذيل نيز آن را تقويت و تأييد مىكند :
يونس / 24 ، در حكايت زندگى اين دنيا : « چون زمين زيور خويش بر گرفت و آراسته شد و مردمش پنداشتند كه خود بر آن همه قادر بودهاند فرمان ما شب هنگام و يا به روز آن را فرا گرفت و چنان آن را از بيخ بركنديم كه گويا ديروز در آن مكان هيچ چيز نبوده است . ما بدين سان آيات را جزء به جزء براى مردمى كه مىانديشند بيان مىداريم » ؛ بقره / 266 : « آيا كسى از شما دوست دارد كه او را بوستانى از خرما و انگور بوده باشد و جويها از زير آن جارى و هر ميوهاى در آن وجود داشته باشد و در اين ميان خود پير شده و فرزندانى ناتوان داشته باشد پس گردبادى كه در آن آتشى است بدين باغ رسد و باغ نيز آتش بگيرد . بدين سان خداوند آيات خويش را براى شما تبيين مىكند ، شايد كه بينديشيد » . ]