است ، مأخوذ از « فارض » به معنى گاو مسن .
گفته شده : « فارض » ( گاو كهنسال بدان سبب فارض ناميده شده كه زمين را فرض يعنى قطع مىكند يا مشقتهايى را كه بر شانهء اوست قطع مىكند و پشت سر مىگذارد .
گفته شده : بلكه بدان خاطر است كه فريضهء زكات گاو دو چيز است : تبيعه و مسنّه ؛ « 124 » تبيع تنها در يك حال جايز است و نه در همهء فرضها و به همين خاطر نيز فارضة ناميده شده است . بنابر اين تفسير ، فارض يك نام اسلامى خواهد بود .
در القاموس نيز آمده است كه « فرضت البقرة » - از باب كرم و ضرب - يعنى سنّش زياد شد .
بيتى كه به عنوان شاهد نيز آمده همين معنا را مورد تأكيد قرار مىدهد ، پس آيا مىتوان گفت فارضه به معنى گاوى است كه سن زيادى را پشت سر نهاده است ؟ ]
120 - الخيط الأبيض ، و الخيط الأسود :
نافع بن ازرق از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ »
.
ابن عباس گفت : « بياض النهار من سواد الليل ، و هو الصبح إذا انفلق » ( سفيدى روز از سياهى شب ، و آن صبح است كه از دل سياهى مىشكفد ) . چون ابن ازرق از او پرسيد : آيا عرب با اين مفهوم آشناست ، گفت : آرى ، آيا اين شعر اميه ( بن ابى صلت ) را نشنيدهاى كه گويد :
الخيط الأبيض ضوء الصبح منفلق * و الخيط الأسود لون الليل مكموم
يعنى : نخ سفيد ، نور صبح است كه از دل شب مىشكفد و نخ سياه ، رنگ شب است كه در آن نهفته است .
[ اين دو كلمه در آيهء بقره / 187 ، در احكام روزه ، آمده است :
« وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ »
. يعنى : و بخوريد و بياشاميد تا هنگامى كه از روشنايى سپيده دم نخ سفيد از نخ سياه برايتان شناخته آيد و سپس روزه را تا شب به پايان بريد .
هامش
( 124 ) بدين معنا كه مقدار زكات در هر سى رأس گاو يك گوساله يك تا دو ساله و در هر چهل رأس ، يك گوساله دو تا سه ساله است . - م .