ميانشان گرفته است .
از اين مادّه جز اين صيغه و صيغهء « وصيد » در آيه كهف / 18 نيامده است :
« تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ ذاتَ الشِّمالِ وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً »
« آنان را بيدار مىپندارى در حالى كه خوابند ، و ما آنان را به دست راست و چپ مىگردانيم و سگ آنان نيز بر در غار دو دست خويش را دراز كرده است . اگر در آنان مىنگريستى پشت مىكردى و مىگريختى و سرتاسر وجودت آكنده از ترس از آنها مىشد » .
تفسير « مؤصدة » به « مطبقة » يك تقريب است و معنى اطباق بيش از هر معنى ديگرى از قيد « عليهم » فهميده مىشود ؛ چه ، اين قيد معنى چسبيده بودن و مستقيما بر روى چيزى قرار گرفتن و بستن را مىرساند ، به گونهاى كه اين معنى از « فوقهم » استفاده نمىشود ؛ زيرا در كلمهء اخير احتمال آن وجود دارد كه اين بالا بدون چسبيده بودن و مستقيما بر روى آن قرار گرفتن باشد .
در كلمهء « ايصاد » اصل معنى آن محكم بستن است و در زبان عربى كلمهء « وصيد » براى دلالت بر خانه يا غارى به كار مىرود كه به منظور نگهدارى اموال ، در ميان كوهها و از سنگ فراهم مىگردد . همچنين گفته مىشود : « استوصد فى الجبل » ، يعنى در كوه چنين غار يا خانهاى اختيار كرد . ما در هر سه آيهاى كه اين مادّه در آنها وجود دارد دلالت « ايصاد » را بر محكم بستن مىيابيم : در آتش بر افروختهء خداوند كه محكم بر هر غيبت كننده عيبجوى و بر همهء كسانى كه به آيات خداوند كافر شدند و اهل شقاوتند محكم بسته شده و در مورد سگ اصحاب كهف كه دو دستش را بر درگاه غارى كه كاملا بسته شده دراز كرده است . راغب معنى « محكم بودن » را در كنار « بستن و روى چيزى قرار گرفتن » در آيههاى همزه و بلد مورد توجه قرار داده ، مىگويد :
گفته مىشود : « اوصدت الباب » يعنى در را محكم بستم ؛ و « وصيد » نيز به معنى « متقارب الاصول » است . « 95 »
من نمىدانم چگونه كلمه « وصيد » بر تقارب اصول دلالت دارد ؛ و تنها چيزى كه به صورت نزديك از اين كلمه برداشت مىشود « در محكم بسته شده » است . ابن اثير در تفسير اين واژه به صرف معنى « بستن » بسنده كرده ، در مورد حديث غار : « فوقع الجبل على باب
هامش
( 95 ) ر ك : المفردات .