يعنى : آنان بودند كه در نبردى سخت در كنار ردّه شلاق بر سر اسبان حجر نواختند .
[ اين كلمه در آيهء هود / 77 آمده است :
« وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قالَ هذا يَوْمٌ عَصِيبٌ »
. يعنى :
چون رسولان ما نزد لوط آمدند لوط اندوهگين و دلتنگ شد و گفت : اين روزى سخت است .
اين صيغه تنها يك بار در قرآن كريم آمده است .
امّا از همين مادّه ، كلمهء « عصبة » چهار بار و در آيات : يوسف / 8 و 14 ، نور / 11 و قصص / 76 به كار رفته است .
تفسير « عصيب » به شديد تنها تفسيرى تقريبى است ، و راغب نيز در المفردات اين كلمه را به همين نحو تفسير كرده است :
« يوم عصيب » به معنى روزى سخت است . اين كلمه مىتواند به معنى فاعل و نيز ، به معنى مفعول باشد ، يعنى روزى « مجموع الاطراف » . « عصبة » نيز عبارت است از جماعتى كه نسبت به يكديگر تعصّب و با هم همكارى دارند .
البتّه من اين معنى را كه عصيب به معنى « معصوب » يعنى روزى مجموع الاطراف باشد نمىفهمم ، مگر همين كه در اين كلمه به معنى جمع كه در كلمهء عصبه است نظر داشته باشيم . اما چنين چيزى در هر حال بعيد است . ليكن تفسير آن به شديد وجه تقريب روشنى دارد و در كنار آن بايد ويژگى معنايى سختى تأثير آن بر اعصاب انسان را - به طور خاصى - در نظر داشت ، و همين جاست كه اين كلمه با كلمهء « شديد » كه گاه به معنى قوى و استوار و محكم نيز مىآيد تفاوت مىيابد . از همين معنى اخير است كه در آيات ذيل مىخوانيم :
حديد / 25 :
« فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ »
« در آن نيرويى استوار و نيز منافعى براى مردم است » ؛ هود / 80 ، دربارهء لوط و قوم او :
« لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ »
« كاش در برابر شما قدرتى مىداشتم يا به مكانى محكم و امن پناه مىبردم » .
چنين سياقى نمىپذيرد كه كلمهء « شديد » به « عصيب » تفسير شود ، چنان كه سياق آيات مشتمل بر مادّهء « شدّ » و در معنى تقويت و استوار ساختن نيز اين تفسير را نمىپذيرد ، و آيات ذيل از اين قبيل است :
انسان / 28 :
« نَحْنُ خَلَقْناهُمْ وَ شَدَدْنا أَسْرَهُمْ وَ إِذا شِئْنا بَدَّلْنا أَمْثالَهُمْ تَبْدِيلًا »
« ما آدميان را آفريديم و بند بند تن آنان را استوار ساختيم و هرگاه بخواهيم به جاى آنها قومى ديگر همانند ايشان بياوريم » ؛