را استوار دارندهتر و شك و ترديد را زايل كنندهتر » .
تفسير « لا يسأمون » به « لا يفترون و لا يملّون » از اين جهت مىتواند تفسيرى نزديك باشد كه « سآمة » به معنى « ملل » ( خستگى ) است . در القاموس مىگويد :
« سئم الشىء » و « من الشىء » - بر قياس « فرح » ، به معنى « ملّ » ( ملول و خسته شد ) و فاعل آن « سئوم » است .
ابن اثير نيز در ذيل حديث « إن اللّه لا يسأم حتى تسأموا » اين كلمه را به « ملل » تفسير كرده ، مىگويد :
اين حديث بدان معناست كه او خسته نمىشود مگر زمانى كه شما خسته و ملول شويد ؛ و همين روايت مشهور است . « السآمة » نيز به معنى ملول شدن و دل خسته شدن است .
در اين ميان از اين مدلول « سآمة » نيز غافل نمىشويم كه عبارت است از ملول شدن از آنچه تكرار مىشود . راغب اصفهانى اين نكته را مورد توجه قرار داده مىگويد :
« سآمه » عبارت است از ملول و دل خسته شدن انسان از چيزى كه تكرار مىشود و فراوان براى انسان پيش مىآيد ، خواه يك فعل باشد و خواه يك انفعال . خداوند - تعالى ) مىفرمايد :
« وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ »
، و مىفرمايد :
« لا يَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ »
، و شاعر زهير بن ابى سلمى نيز مىگويد :
سئمت تكاليف الحياة و من يعش * ثمانين حولا ، لا أبالك ، يسأم
يعنى : از سختيها و مسؤوليتهاى زندگى خسته شدم ، و هر كه هشتاد سال بزيد ، پدرت مباد ، خسته مىشود . « 98 »
اما فتور يا سستى كه در روايت ابن عباس در تفسير كلمه ذكر شده ، مىتواند نتيجه و يا مظهر ملال باشد ، از اين نظر كه انسان در انجام آنچه از آن ملول شده سست مىگردد . ]
93 - أبابيل :
نافع بن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « أبابيل » .
هامش
( 98 ) ر ك : المفردات .