فيروز آبادى نيز كلمهء هيت را در ذيل مهموز ( ه ى ء ) ذكر نكرده و آنچه در ذيل اين مادّه گفته ، تنها اين است :
« الهيئة » « الهىء » و « الهىء » دعوت ديگران به غذا و نوشيدنى و همچنين خواندن شتر براى آب خوردن است . . . « يا هىء مالى » : نيز كلمهاى براى اظهار تعجب و يا اسمى براى تنبيه است ، همانند « صه » براى « أسكت » ( ساكت شو ) . علّت بناى اين اسم بر حركت ، پديد آمدن دو ساكن در كنار هم [ در فرض بناى بر سكون ] است و علّت بناى آن بر حركت فتحه نيز سبكى اين حركت . « 92 »
فيروز آبادى كلمهء « هيت » را در حرف « تاء » و نه در حرف همزه ، آورده ، و در آنجا متذكّر شده كه حرف اوّل اين كلمه به كسره نيز خوانده شده است . او مىگويد : « هيت لك » - كه حرف آخر آن به سه حركت و حرف نخست آن نيز گاه به كسره خوانده مىشود - به معنى « پيش آى » است ؛ و « هيت » نيز به معنى زمين گود و فرو رفته است .
بنابر قرائت جمهور كه اين كلمه را به فتح حرف هاء تلفظ كردهاند معنى نزديكتر در « هيت لك » فرا خواندن و اغراء است ، و اين كلمه نيز اسم فعل امرى است كه حرف تاى آخر آن از ريشه و از حروف اصلى كلمه است ، مثل « هيهات » و تاى ضمير متكلّم و يا تاى خطاب نيست .
ما در اينجا مفهوم اغراء را داراى تناسب بيشترى با مقام مىبينيم تا خبر دادن از يك آمادگى ساده را . ]
90 - عصيب :
نافع بن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « يوم عصيب » .
ابن عباس گفت : « شديد » ( سخت ) . چون نافع از او پرسيد : آيا عرب با چنين تفسيرى آشناست ، پاسخ داد : آرى ، آيا نشنيدهاى شعر شاعر را :
هم ضربوا قوانس خيل حجر « 93 » * بجنب الردة فى يوم عصيب
هامش
( 92 ) ر ك : القاموس .
( 93 ) در نسخه چاپى الاتقان ، « هم ضربوا فونس خل حجر » آمده ، و تصحيحى كه در اينجا آوردهايم از القاموس است . كلمه « قوانس » ، جمع قونس ؛ و آن به معنى قسمت بالاى سر است .