و اين در حالى است كه كلمه « رفد » به خودى خود مفهوم لعنت را در بر ندارد و علاوه بر اين ، به سختى مىتوان آيه را با تفسير « بئس اللّعنة الملعونة » فهميد . بنابراين تنها تقريبى كه در اين تفسير وجود دارد از آن جهت است كه به لعنتى كه در اين دنيا و در روز قيامت از پى ايشان مىباشد تصريح شده است .
در زبان عربى « رفد » به معنى صله و عطاست : گفته مىشود : « رفده » يعنى به او صله و عطا داد : « الرّفود » به معنى شترى است كه شيرش قطع نمىشود : « الرافدان » دو نهر دجله و فرات است : « ترافد » به معنى تعاون است و از همين معناست كه كلمه « الرفادة » آمده است ، رسمى كه قريش در دوران جاهليّت داشتند و بر اساس آن در ايام برگزارى حج به فقراى حاضر شده در حج اطعام مىدادند .
ويژگى معنايى « صله » و وصل مىتواند در آيهء سوره هود نيز ، در پشت سر آمدن لعنت آن جهانى در پى لعنت اين جهان ، و به كمك سياق آيه قبلى فهميده شود ، آيهاى كه دربارهء فرعون مىگويد : « در روز قيامت پيشاپيش قوم خود است و آنان را به آتش در مىآورد و آن بد جايگاهى است كه وارد مىشوند » . ]
88 - تتبيب :
ابن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « غير تتبيب » .
ابن عباس گفت : « تخسير » ( خسارت رساندن و ضرر زدن ) ؛ و آنگاه شعر بشر بن ابى خازم را گواه آورد :
هم جدعوا الأنوف فأوعبوها « 88 » * و هم تركوا بنى سعد تبابا
يعنى : آنان بينيها را كندند و از جاى بريدند و هم ، آنان بنى سعد را زيانكار و نابود ساختند .
[ اين كلمه در آيهء هود / 101 آمده است :
« ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْها قائِمٌ وَ حَصِيدٌ * وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ لَمَّا جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ ما زادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ »
. يعنى : اين اخبار آباديهايى است كه بر تو حكايت مىكنيم ، آباديهايى كه برخى
هامش
( 88 ) در نسخه چاپى الاتقان عبارت تصحيف شدهء « هم جذعوا الانون فاوعبدها » آمده است . ر ك : ديوان بشر ، دمشق ، 1960 م .