هود / 78 ، درباره قوم لوط :
« وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قالَ هذا يَوْمٌ عَصِيبٌ * وَ جاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَ مِنْ قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ قالَ يا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ »
؛ صافات / 70 ، دربارهء ستمگران گمراه :
« إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ فَهُمْ عَلى آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ * وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ »
.
به ترتيب يعنى :
- چون رسولان ما نزد لوط آمدند لوط اندوهگين و دلتنگ شد و گفت : امروز روز سختى است . و قومش به ناخشنودى نزد او شتافتند و آنان پيش از اين كارهاى زشتى را مرتكب مىشدند . لوط گفت : اى قوم من ، اينها دختران منند و براى شما پاكيزهترند . از خدا بترسيد و مرا در برابر ميهمانانم خجل مكنيد . آيا ميان شما مردى خردمند نيست ؟
- آنان پدران خويش را در گمراهى يافتند ، اما با ناخشنودى در پى ايشان مىروند و پيش از آنها نيز بيشتر پيشينيان گمراه شدند .
در قرآن كريم در غير اين دو آيه كلمهاى از اين مادّه نيامده است .
احتمالا قيد « خشم » در تفسير روايت شده از ابن عباس ، قيدى است براى احتراز از مفهوم « يقبلون اليه » ( يعنى به او اقبال مىكنند ) كه در آن مفهوم قبول و پذيرش نيز نهفته است .
فيروز آبادى نيز مفهوم « آمدن » در اين واژه را به خشم و يا ضعف و يا ترس مقيّد ساخته ، هر چند وى مفهوم رفتن با سرعت و اضطراب را در اين كلمه خاطر نشان كرده است . او مىگويد :
« هراع » بر وزن غراب ، رفتنى است همراه با سرعت و اضطراب ، و « أقبل » به معنى « يهرع » به ضمّهء حرف ياء - است . در قرآن كريم آمده است : « يهرعون اليه » « اهرع » مجهول استعمال مىشود و كسى كه اهرع به او اسناد داده شده « مهرع » است يعنى آن كس كه از خشم و يا ضعف و يا ترس مىلرزد . . . و « مهروع » ديوانه و صرع گرفته و نيز كسى است كه از شدّت كار و خستگى سرش گيج مىرود . « 86 »
راغب اين كلمه را از « پيش راندن همراه با زور و تهديد مأخوذ دانسته ، مىگويد :
« هرع » و « اهرع » يعنى او را با توسّل به زور و تهديد پيش برد . خداوند تعالى مىفرمايد : « يهرعون إليه » « 87 » .
هامش
( 86 ) ر ك : القاموس المحيط .
( 87 ) ر ك : المفردات .