اين معانى ، به هر حال ، به يكديگر نزديك است و گزيدهتر آن كه ، همه به اصل معنى اين كلمه ، يعنى « ارض كنود » بر مىگردد و آن زمينى است كه در مقابل هر كشتى نافرمانى مىكند و هيچ چيز در آن نمىرويد و به همين مناسبت « عاصى » و « بخيل » خوانده مىشود .
اين كلمه با مراعات همين معنا در مورد « ناسپاس نسبت به نعمتها و كسى كه حقّ نعمت را ادا نمىكند » - كه اين بدترين بخل نيز هست » استعمال يافته است ، و نزديك به همين معنا كلمه « جحود » است به معنى انكار كردن خوبى و خيرى كه از ديگران رسيده است .
نزديكترين معنى كلمه در آيهء عاديات همان « كفران نعمت خداوند » و تفسيرى است كه راغب آن را در المفردات ذكر كرده است . ] « 84 »
85 - ينغضون :
نافع بن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ »
.
ابن عباس در پاسخ گفت : « يحركّون رؤوسهم استهزاء » ( از روى ريشخند سر خود را حركت مىدهند ) ؛ و آنگاه به شعر شاعر استشهاد كرد كه مىگويد :
أتنغض لى يوم الفخار و قد ترى * خيولا عليها كالأسود ضواريا
« 85 » يعنى : آيا در روز تفاخر ، در حالى كه اسبانى را مىبينى كه مردانى چونان شيران درنده بر آنها نشستهاند ، به تمسخر برايم سر تكان مىدهى ؟
[ اين كلمه در آيهء اسراء / 51 ، خطاب به پيامبران - عليه الصلاة و السلام - و دربارهء ستمگران قوم او ، آمده است :
« وَ قالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً * قُلْ كُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدِيداً * أَوْ خَلْقاً مِمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ ، فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ، فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ وَ يَقُولُونَ مَتى هُوَ ؛ قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَرِيباً »
. يعنى : گفتند : آيا آن زمان كه استخوان و خاك باشيم به خلقتى ديگر برانگيخته مىشويم ؟ بگو : سنگ باشيد يا آهن * و يا مخلوقى كه در خاطرتان بزرگ نمايد . خواهند گفت : چه كسى ما را باز مىگرداند ؟ بگو : همان كه نخستين بار شما را آفريد . آنگاه به تمسخر در برابرت سر خويش تكان دهند و گويند : كى
هامش
( 84 ) در التفسير البيانى ، ج 1 ، به شرح اين آيه در سياق خاص خود در سورهء عاديات پرداختهام .
( 85 ) در چاپ الاتقان « كالأسور ضراريا » آمده است ، و البته حرف راء در اينجا تصحيف حرف دال است .