باغهايى پر درخت ؛ - پس بدان وسيله بوستانهايى خوش منظر برويانديم كه شما را توان روياندن درختى از درختان آنها نبود .
در قرآن كريم از اين مادّه جز كلمات سه گانهء آيات فوق نيامده است .
روشن است كه تفسير « حدائق » به « بساتين » تفسير اين واژه به كلمهاى معرّب است كه اصالتا به زبانى ديگر تعلق دارد ؛ چه ، بستان كلمهاى اصالتا فارسى است و در قرآن استعمال نشده است .
شيوهء شناخته شدهء زبان عربى در تعريب كلمات ديگر آن است كه در اخذ كلمات از ساير زبانها به واژهء نظير آن در زبان عربى نظر مىشود . در اين مورد در زبان عربى واژهء « حديقة » به كار مىرود و آن اصالتا به معنى درختان يا نخلهايى است كه به وسيلهء بنايى محصور شده است . سپس اطلاق اين كلمه بر قطعهاى از نخلستان ، با لحاظ همين ويژگى معنايى كه در ميان گرفته شده ، رواج يافته است . راغب در المفردات اين عقيده را اختيار كرده كه « حديقة » به تناسب تشبيه به حدقه چشم ، از نظر شكل و هيأت و از اين نظر كه آبى در آن وجود دارد ، حديقه ناميده شده است .
در كنار كلمهء حديقه دو كلمهء اصيل عربى « روضة و جنّت » نيز براى دلالت بر اين معنا وجود دارد ، هر چند واژهء جنّت با مفهوم خاص اسلامى در مورد بهشت نعمتهاى اخروى به كار مىرود ، و كلمهء « روضه و روضات » نيز در قرآن كريم با همين دلالت خاصّ اسلامى مىآيد .
امّا كلمهء « حدائق » غالبا در مورد دنيا به كار مىرود ( نمل / 60 و عبس / 30 ) و تنها در يك مورد در قرآن كريم در مورد آخرت نيز به كار رفته است :
نبأ / 32 :
« إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفازاً حَدائِقَ وَ أَعْناباً »
« پرهيزگاران را جايى است در امان از هر آسيب ، بستانها و تاكستانها » . ]
80 - مقيت :
نافع از معنى اين كلام خداوند تعالى پرسيد : « مقيتا » .
ابن عباس گفت : « قادرا مقتدرا » ( قادر و مقتدر ) ؛ و آنگاه به شعر ابو أحيحهء انصارى استشهاد كرد :