حاكى از سبب را در مورد مسبب استعمال كردهاند تا آنجا كه دلالت آن بر مسبب دلالت مشهورتر شده است . « 78 »
بنابراين تفسير املاق به فقر تنها از آن جهت ذهن را به معنى اصلى كلمه نزديك مىكند كه بگوييم املاق خرج كردنى است كه به فقر مىانجامد .
در كنار اين ، احساس دور ديگرى نيز دارم و آن اين كه احتمالا قرآن كريم در انتخاب واژهء « إملاق » در مقام نهى پدران از كشتن فرزندان خود ، از بيم تنگدستى بدان نيز توجه داشته است كه با به كار گرفتن كلمهاى كه در سخن از شير دادن فرزند از سوى مادر با آن خو گرفته و آشنايى داشتند ، عاطفهء پدرى را در آنان بر انگيزد ؛ و البته خداوند خود به حقيقت امور آگاه است . ]
79 - حدائق :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « حدائق » .
ابن عباس گفت : « البساتين » ( باغها ) ؛ و آنگاه به شعر شاعر استشهاد كرد :
بلاد سقاها اللّه أمّا سهولها * فقضب و درّ مغدق و حدائق
يعنى : سرزمينى كه خداوند آن را سيراب كرد ، و دشتهاى آن ، شاخسارهاست و مرواريدهايى سرشار و باغ و بوستانها .
[ اين كلمه در آيات ذيل آمده است :
« نبأ / 32 :
« إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفازاً * حَدائِقَ وَ أَعْناباً * وَ كَواعِبَ أَتْراباً * وَ كَأْساً دِهاقاً * لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا كِذَّاباً »
؛ عبس / 30 :
« فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا * وَ عِنَباً وَ قَضْباً * وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا * وَ حَدائِقَ غُلْباً »
؛ نمل / 60 :
« فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها »
.
به ترتيب يعنى :
- پرهيزگاران را جايى است در امان از هر آسيب ، بستانها و تاكستانها و دخترانى همسال با پستانهاى بر آمده و جامهايى پر در آنجا نه سخن بيهوده شنوند و نه دروغ ؛ - پس در آن دانهها رويانديم * و تاك و سبزيهايى خوردنى * و زيتون و نخل * و
هامش
( 78 ) ر ك : النهاية .