تفسير كلمه به « مقطوع » ( بريده شده ) است ، به دلالت « صرم » بر بريدن مادّى ، در درو محصول .
اين كلمه پس از آن ، مدلول مجازى ترك گفتن و پيوند گسستن نيز يافته است . « صريم » به معنى « قطع شده و درو شده » است . همچنين لغويان نقل كردهاند كه اين كلمه به معنى خاكستر سياه است ، به لغت خزيمه ، و به معنى شنزار است ، به لغت يمن .
راغب « صرم » را به « قطيعة » ( بريدن ) تفسير كرده ، و اين كلمه را به « صريم » ، به معنى قطعهاى جدا شده از شن برگردانده است . وى در مورد آيه مىگويد : گفته شده است : بمانند درختان « صريمه » شد ، يعنى درختانى كه ميوههاى آنها جمع آورى شده است ؛ و گفته شده است : بمانند شب شد ، يعنى به علّت سوختن سياه گشت . « 75 »
ابن اثير نيز « صرم » را به « جدع و قطع » ( بريدن و قطع كردن ) تفسير كرده و در حديث « لا يحلّ لمسلم أن يصارم مسلما فوق ثلاث » مىگويد : يعنى [ جايز نيست مسلمانى بيش از سه روز ] با مسلمان ديگر قهر كند و با او سخن نگويد ؛ و از همين معناست كه عتبة بن مروان مىگويد : « ان الدّنيا قد آذنت بصرم » يعنى : دنيا از انقطاع و انقباض حكايت دارد . « 76 »
به عقيدهء ما مدلول « بريدن و قطع » از اين مادّه انفكاك ندارد : در « صرم » به معنى درو كردن محصول ، و به معنى قهر كردن و از ديگرى بريدن ، در « صرم » به معنى قطع كردن ، در « صارم » به معنى برنده و تيز ، كه از اوصاف شمشير است .
در آيه نيز معنى با « قطع » قويتر خواهد بود تا با « رفتن » ، از اين نظر كه سياق آيه نمىپذيرد بگوييم « آنگاه كه سوگند ياد كردند آنها را خواهند برد . . . و به صورت چيزى كه رفته است در آمد . . . » . ]
77 - تفتأ :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « تفتأ » .
ابن عباس گفت : « لا تزال » ( پيوسته ) ؛ و شاهد آن نيز شعر شاعر است كه مىگويد :
لعمرك ما تفتأ تذكر خالدا * و قد غاله ما غال تبّع من قبل
« 77 »
هامش
( 75 ) ر ك : المفردات .
( 76 ) ر ك : النهاية .
( 77 ) در الاتقان چنين آمده ، اما در معجم غريب القرآن « و قد غاله ما غال من قبل تبع » آمده ، بىآن كه به علّت عدول از روايت الاتقان اشاره شود .