تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
جاى گذاشتند » . مشاهده مىكنيم كه سياق هيچيك از اين آيات تفسير مادّهء « بقاء » به « غبر » را نمىپذيرد . در زبان عربى كلمهء « غابر » در مورد كسى كه عمر فراوان كرده و بر جاى مانده است به كار مىرود ، مأخوذ از « غبره » به معنى باقيمانده‌اى از شير در پستان ؛ و يا از « غبار » به معنى گرد و خاكى اندك كه از خاك به هوا برخاسته بر جاى مىماند . راغب در المفردات اين عقيده را اختيار مىكند كه « از باب تشبيه به غبارى كه در پشت سر يك اسب دونده بر جاى مىماند » ، انسانى كه مدت زيادى عمر كرده و باقى مانده « غابر » ناميده شده است . امّا به نظر من سزاوارتر آن است كه « غابر » را مأخوذ از « غبرة » به معنى باقيماندهء شير در پستان بدانيم . چنانچه از « غابرين » همان مفهوم « باقين » را برداشت كنيم ، شايسته است از اين نكته نيز غافل نمانيم كه كلمهء غابرين همچنان در بردارندهء مفهوم اصلى خود يعنى از ميان رفتن مىباشد و همچنان سايه‌اى از مفهوم غبره و غبار در اين كلمه به چشم مىخورد ، در حالى كه بقاء تنها بر ماندن ، ثبات و جاودانگى دلالت مىكند ، در برابر تغيّر ، پايان يافتن و يا فنا پذيرفتن . ]

72 - تأسى :

ابن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « فلا تأس » . ابن عباس گفت : « لا تحزن » ( اندوه مدار ) ؛ و آنگاه به شعر امرؤ القيس استشهاد كرد كه مىگويد :
وقوفا بها صحبى علىّ مطيّهم * يقولون لا تهلك أسى و تجمّل
يعنى : در آنجا دوستانم اسبانشان را بر سرم نگه داشتند و مىگفتند : از اندوه نمير و صبر كن . اين كلمه در دو آيهء مائده ، خطاب به موسى و محمد - عليهما السّلام - آمده است :
« قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ ، فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ »
- 26 ؛
« قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ »
- 68 .