تفسير « غابرين » به « باقين » به تأمّلى فراوان براى روشن شدن آن نيازمند است تا بتوان كلمهء « بقاء » را از معنى متعارف و آشناى خود كه در برابر نيستى و فنا و درگذشتن قرار دارد برگرداند و به معنايى مناسب با سياق سخن از لوط و زن او برد ، آنجا كه خداوند او و خانوادهاش را نجات داد ، مگر زن او را كه در ميان « غابرين » قوم او و در رديف گمراهان فاسق قرار داشت .
تفاوت ميان « غابرين » و « باقين » آنجا روشن مىشود كه قرآن كريم واژهء غابرين را تنها در مقام سخن از همسر لوط و قوم فاسق او به كار برده و اين در حالى است كه مادّهء « بقاء » نقيض فنا و پايان پذيرفتن دربارهء عمل صالحى كه نزد پروردگار ماندگار مىشود و دربارهء آنچه نزد پروردگارت است و بهتر ماندنىتر است ( قصص / 60 و شورى / 36 و دربارهء رزق پروردگارت كه بهتر و پايدارتر است ( طه / 131 ) و دربارهء هر آنچه جاودانگى دارد و نيستى برايش نيست به كار رفته است :
الرّحمن / 27 :
« وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
« و تنها نام پروردگارت كه داراى جلال و كرم دهنده است مىماند » ؛ أعلى / 17 :
« وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى »
« و آخرت بهتر و ماندنىتر است » ؛ نحل / 96 :
« ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ »
« آنچه نزد شماست پايان مىپذيرد و آنچه نزد خداوند است ماندگار است » ؛ طه / 71 :
« وَ لَتَعْلَمُنَّ أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقى »
« و به تأكيد خواهيد دانست عذاب كداميك از ما سختتر و ماندنىتر است » ؛ كهف / 46 و مريم / 76 :
« وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً »
« آنچه باقى و شايسته است ، نزد پروردگارت سزايى برتر دارد » ؛ هود / 86 :
« بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ »
« آنچه خدا باقى گذارد بهتر است » .
در آياتى ديگر نيز از قبيل آيات ذيل ، مادّهء بقاء به معنى اصلى خود كه نقيض زوال و از ميان رفتن است آمده است :
صافات / 77 :
« وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ »
« و فرزندان او را ماندگار ساختيم » ؛ زخرف / 28 :
« وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ »
« و آن را سخنى ماندگار قرار داد تا پس از او بر جاى ماند » ؛ حاقة / 8 :
« فَهَلْ تَرى لَهُمْ مِنْ باقِيَةٍ »
« آيا اثرى بر جاى مانده از آنان مىبينى ؟ » بقره / 248 :
« وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى »
« و باقيماندهاى از آنچه خاندان موسى بر