و اصل آن بخشى از دست و ميان آرنج و شانه است .
اين از استعمالات مجازى كلمه « عضد » است كه براى تقويت كردن و پشتيبانى كردن به كار مىرود ، گويا آن كس كه به كمك آمده ، ديگرى را به بازوى خود يارى رسانده است . واژهء « ظهير » نيز چنين استعمالى مجازى يافته و در معنى تقويت و پشتيبانى به كار رفته است ، گويا كه شخص پشت خويش را به ديگرى تكيه داده و به او نيرو گرفته است ؛ همچنين واژهء « ساعد » نيز در اين معنى به كار رفته ، گويا كه شخص ديگرى را به بازوى خويش كمك رسانده است .
از همين استعمال مجازى نيز كلماتى چون « تعاضد » ، « تظاهر » و « مساعدة » در معنى تقويت كردن و پشتيبانى نمودن به كار رفته است . ]
71 - غابرون :
نافع درباره معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « فى الغابرين » .
ابن عباس گفت : « فى الباقين » ( در باقى ماندگان ) ؛ و آنگاه به شعر عبيد بن ابرص استشهاد كرد كه مىگويد :
ذهبوا و خلّفنى المخلف فيهم * فكأنّنى فى الغابرين غريب
يعنى : رفتند و كسى مرا در ميان آنان گذاشت ؛ و گويا كه من در ميان بر جاى ماندگان غريبم .
[ اين كلمه در آيات شعراء / 171 و صافات / 135 ، دربارهء زن لوط ، آمده است :
« فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ »
؛
« إِذْ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ »
. يعنى : پس - و در آيه ديگر آنگاه كه - او و همهء خانوادهاش را نجات داديم مگر پيرزنى كه در رديف بر جاى ماندگان قرار گرفت .
علاوه بر اين دو آيه ، تعبير « من الغابرين » در سياقى همانند سياق آيات قبل ، در آيات ذيل به كار رفته است : اعراف / 83 ، حجر / 60 ، نمل / 57 و عنكبوت / 32 و 33 .
از اين مادّه ، افزون بر اين صيغه تنها صيغه « غبرة » و آن هم يك بار در آيهء عبس / 40 آمده است :
« وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ * تَرْهَقُها قَتَرَةٌ * أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ »
« چهرههايى در آن روز غبار آلودند * در سياهى فرو رفتهاند * اينان كافران و فاجرانند » .