« سپس سالى مىآيد كه مردم در آن باران داده شوند و در آن سال افشردنيها را مىفشرند » ؛ - « إعصار » در آيهء بقره / 266 :
« فَأَصابَها إِعْصارٌ فِيهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ »
« پس بناگاه گردبادى سوزان در آن افتد و آن نيز بسوزد » .
تفسير « معصرات » به « ابرهايى كه همديگر را بفشرد و آبى از ميان دو ابر برون آيد » از قبيل شرح و توضيح است . ولى ما ضرورتى نمىبينيم كه « معصرات » را به دو برابر مقيّد كنيم ، بلكه دلالت اين كلمه بر بارانى كه در نتيجه به هم فشرده شدن ابرها پديد مىآيد ، و بر شيرهء جان ابرها كه به زمين ارزانى داشته مىشود تا دانه و گياه و باغهاى در هم پيچيده شده پديد آورد بسنده است . راغب نيز آن را به دو ابر محدود نكرده ، بلكه معصرات را به ابرهايى كه به هم فشرده مىشوند و از لابلاى آنها بارانى فرو مىريزد تفسير كرده و آنگاه مىگويد : گفته شده : مقصود ابرهايى است كه گردبادها را پديد مىآورند .
مادّهء « عصر » ، در همهء صيغهها و استعمالات آن ، به اصل دلالت خويش كه « فشردن براى بيرون آوردن عصاره » است بر مىگردد : اين كلمه در زبان عربى در فشردن محسوس انگور و همانند آن به كار رفته و عبارت « اعصر خمرا » مجازا به همين استعمال برگشت مىكند ؛ همچنين « معصرة » ابزار فشردن ؛ « معصرة » مكان فشردن ؛ و « عواصر » سه سنگ است كه به وسيلهء آنها آب انگور را استخراج مىكردند ؛ ابرهاى باران زا نيز « معصرات » ناميده شدهاند ، به خاطر بارانى كه در نتيجهء به هم فشرده شدن آنها برون مىتراود ؛ گفته مىشود :
« اعصر القوم » ، يعنى در ميان آن طايفه باران باريد ؛ و بالاخره واژهء « إعصار » بر بادهاى شديدى اطلاق مىشود كه ابرها را به پيش مىراند .
اين كه دهر « عصر » ناميده شده ، با توجّه به اين نكته است كه گذشت روزگار عصاره وجودى انسان را از طريق فشار و رنج و آزمايش و امتحان بيرون مىآورد . راغب اين تسميه را از « تفالهاى كه پس از گرفتن آب ميوهاى بر جاى مىماند » مأخوذ دانسته ، در حالى كه اين توجيه درستى نيست . همچنين قول ديگرى را كه وى دربارهء معصرات نقل مىكند ، مبنى بر اين كه مقصود ابرهايى است كه گردبادها را پديد مىآورد ، سخنى است كه سياق آيه ذهن را بدان آشنا و نزديك نمىسازد ؛ چه ، آيه در مقام منّت گذاشتن است كه خداوند به وسيله اين « معصرات » دانه و گياه و باغهاى در هم پيچيده را پديد آورده است و اين در حالى است كه قرآن كريم در جايى از « توفان و گردباد » سخن به ميان مىآورد كه سوزاننده است و به باغى از درختان خرما و انگور رسيده و آن باغ نيز ، در نتيجه ، سوخته است . همچنين آنچه در زبان