جدا شود .
از همين جاست كه مىگوييم در تفسير كلمه به « پخته شدن » يا « به پايان رسيدن پخت » دلالت اصلى ماده بر زمان منظور شده و كلمهء « نضج » يا پخته شدن به معنى فرا رسيدن زمان و وقت خاصّ آن شىء توانسته است در اينجا مطرح شود . ]
64 - سلقوكم بألسنة حداد :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ »
.
ابن عباس گفت : « الطّعن بالّلسان » « 66 » ( زخم زبان زدن ) ، و شاهد آن نيز شعر اعشى است :
فيهم الخصب و السّماحة و النج - * دة فيهم و الخاطب المسلاق يعنى : بركت و خرّمى در ميان آنان است و گشاده دستى و كمك به ديگران در نزد آنان و نيز سخنورى كه به زبان چون خنجر زخم زند .
[ اين كلمه در آيهء احزاب / 19 ، دربارهء كارشكنى كنندگان در امر جنگ ، آمده است :
« أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً »
. يعنى : بر شما بخل مىورزند ؛ چون ترس آيد بينى كه به تو مىنگرند و چشمانشان از ترس در حدقه مىگردد ، چونان كسى كه از مرگ بيهوش شده است . اما چون ترس از ميان رود از حرص غنايم ، با زبانهايى تيز شما را بگزند . اينان ايمان نياوردهاند و خداوند اعمال آنان را تباه كرد و اين بر خداوند آسان است .
كلمهء « سلقوكم » ، به مادّه و صيغه ، تنها يك بار در قرآن به كار رفته است .
امّا در مورد واژهء « حداد » ، هر چند اين صيغه تنها يك بار در قرآن به كار رفته ، اما از همين مادّه صيغههاى ذيل در آيات كتاب الهى آمده است :
- « حديد » ، شش بار ؛ - « حدود الله » ، سيزده بار ؛ - فعل « حاد » به صورت ماضى يك بار ، و به صورت مضارع دو بار .
هامش
( 66 ) در نسخه چاپى الاتقان ، عبارت تصحيف شدهء « العطن باللسان » آمده است .