در القاموس معانى ذيل براى قنوت ذكر شده است : طاعت ، سكوت ، دعا ، به نماز ايستادن ، خوددارى از سخن گفتن و تواضع براى خداوند تعالى .
اينها همه مفاهيمى نزديك به هم هستند و در ميان آنها مفاهيمى چون خشوع و طاعت ، و تواضع براى خداوند وجود دارد كه در اقرار الزامى و در خضوع نيست . ]
62 - جدّ ربّنا :
ابن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « جدّ ربّنا » .
ابن عباس گفت : « عظمة ربّنا » ( عظمت پروردگارمان ) . چون نافع پرسيد : آيا عرب با چنين تفسيرى آشناست ، وى شعر اميّة بن ابى صلت را گواه آورد كه مىگويد :
لك الحمد و النعماء و الملك ربّنا * فلا شىء أعلى منك جدّا و أمجد
يعنى : پروردگارا سپاس و ستايش ، و نعمت و گشايش ، و سلطنت از آن توست و هيچ چيز والاتر و با عظمتتر از تو نيست .
[ اين كلمه در آيهء جن / 3 آمده است :
« وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً »
. يعنى : و اين كه عظمت پروردگارمان والاست و او نه همسرى گرفته است و نه فرزندى .
اين صيغه تنها يك بار در قرآن آمده است .
امّا از همين مادّه ، كلمهء « جديد » هشت بار و در همه موارد به عنوان صفت براى « خلق » ، و علاوه بر اين يك بار كلمه « جدد » در آيهء فاطر / 27 آمده است :
« وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها »
« و از كوهها راهها پديد آورديم ، سفيد و سرخ و به رنگهاى مختلف » .
تفسير « جدّ ربنا » به عظمت پروردگار ، چيزى است كه دلالت لغوى كلمه آن را مىپذيرد ؛ چه ، از معانى « جدّ » در زبان عربى است : پدر والدين ، مفرد اجداد و جدود ، بخت ، نصيب ، سهم و بهره ، رزق ، و عظمت ؛ همچنين « جدة » به معنى نوى ، و ضد « بلى » كهنگى و فرسودگى است ؛ « جدّد الشى » به معنى آن را نو كرد ؛ « جادّة » به معنى راهى هموار كه عبور و مرور از آن صورت مىگيرد ؛ « جدّ » به معنى اجتهاد و تلاش ؛ « الجديدان » به معنى شب و روز كه به عنوان دو آيت الهى پيوسته و پى در پى تكرار مىشوند .
علاوه بر اين ، راغب در المفردات واژهء « جدّ » در آيهء موضوع بحث را به « فيض الهى »