66 - وزر :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « لا وزر » .
ابن عباس گفت : « الوزر ، الملجأ » ( وزر به معنى پناهگاه است ) ؛ و آنگاه شعر عمرو بن كلثوم را گواه آورد :
لعمرك ما إن له صخرة * لعمرك ما إن له من وزر
يعنى : به جانت سوگند او را صخرهاى نيست كه بدان پناه برد ؛ به جانت سوگند او را پناهگاهى نيست .
[ اين كلمه در آيهء قيامت / 11 آمده است .
« فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ * وَ خَسَفَ الْقَمَرُ * وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ * يَقُولُ الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ * كَلَّا لا وَزَرَ * إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ »
. يعنى : آنگاه كه چشم خيره شود * و ماه تيره شود * و خورشيد و ماه گرد آورده شوند * آن روز انسان مىگويد : كجا گريزگاهى است * نه ، هيچ پناهگاهى نيست * و آن روز تنها جاى استقرار به نزد پروردگار تو است » اين صيغه تنها يك بار در قرآن ذكر شده است .
امّا از همين مادّه كلمات ذيل در آيات كتاب الهى به كار رفته است :
- « وزر » و « أوزار » به معنى بار گران ، در آيههاى : انشراح / 2 ، طه / 178 و همچنين آيه محمد / 4 :
« حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها »
( تا جنگ بار گران خود بنهد ) ؛ - « وزير » در آيات : طه / 29 و فرقان / 35 ؛ - وزر ، به معنى گناه ، به صورت فعل مضارع ، 8 بار ؛ - اسم فاعل « وازرة » به همين معنا ، 5 بار ؛ - اسم و مصدر همين مادّه ، 6 بار و در آيات : انعام / 31 و 164 ، فاطر / 18 ، زمر / 7 ، نحل / 25 و طه / 100 .
مدلول مشترك همهء اين صيغهها ، سنگينى بار است : به صورت حسّى و مادّى ، در بار و جسمى سنگين كه برداشته مىشود ؛ به صورت معنوى كه در گناه تجلّى مىيابد ؛ و در كلمهء « وزير » كه در برداشتن بار مسئوليت و انديشهء كار مصداق دارد .
بنابر اين در تفسير « وزر » به « پناهگاه » اين مدلول اصلى مادّه منظور شده و پناهگاه جايى است براى كسى كه از سنگينى بارى جسمى ، يا از سنگينى اندوه و گرفتاريى روحى و يا از سنگينى گناه و خطا به ستوه آمده است . در زبان عربى ، كوه ، « وزر » ناميده مىشود ، با منظور داشتن مصونيّتى كه براى شخص ايجاد مىكند و با مراعات شايستگيى كه براى دژ و