همچنين واژهء « نصيب » در قرآن در مورد اندازهء مشخصّى از پاداش اخروى نيز به كار مىرود ، چنان كه در آيات شورى / 20 و غافر / 47 به « نصيبى » از نعمت بهشت و يا « نصيبى » از عذاب دوزخ بر مىخوريم .
اين استقرا مىتواند ما را بدين نكته رهنمون شود كه در صورت تفسير « خلاق » به « نصيب » به معنى اندازه ، لازم است دلالت خاصّ آن بر اندازهاى از آنچه انسان به خلق و خوى و تلاش خويش به دست مىآورد نيز منظور گردد ، در حالى كه در مقابل ، « نصيب » دلالتى عام دارد و هم به معنى اندازهاى از دستاوردهاى اخلاقى و عملى مىآيد و هم به معنى مقدار مشخّص [ به طور مطلق ] و سهم معيّن . ]
61 - قانتون :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ »
.
ابن عباس گفت : « مقرّون » ( اعتراف كنندگان ) ؛ و آنگاه به شعر عدى بن زيد استشهاد كرد :
قانتا للّه برجو عفوه * يوم لا يكفر عبد ما ادّخر
يعنى : به خداوند اعتراف و به عفو او اميد دارد ، در آن روزى كه هيچ چيز از اندوختههاى بندگان انكار نمىشود .
[ اين كلمه در آيههاى ذيل آمده است :
بقره / 116 :
« سُبْحانَهُ بَلْ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ »
؛ روم / 26 :
« وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ »
.
به ترتيب يعنى :
- منزّه است ، آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست و همه به او معترفند ؛ - آن كه در آسمانها و زمين است از آن اوست و همه به او معترفند .
از همين مادّه صيغهء اسم فاعل ، به صورت مفرد و جمع ، در آيات ذيل آمده است :
زمر / 9 :
« أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ »
« يا آن كس كه در لحظه لحظهء شب به دعا و سجده و قيام است و از آخرت بيم دارد و به رحمت پروردگارش اميد » ؛ نحل / 120 :
« إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ »
« ابراهيم